کجایی نفس من؟؟؟

سلام نفس من .
>خوبی خانوم گل من ؟؟؟
میدونی چقدر دلم برات تنگ شده عشق من ؟
میدونی یا نه؟
میدونم که یکمشو میدونی .
ولی بخدا اگه بدونی تا کجا و چقد دلتنگتم .
مصی من.
نازنین من.
عشق من.
نفس من.
عمر من.
زندگی من.
عاشقانه ی من.
تپش ثانیه های من...
نیم ساعت پیش بود که برات زنگ زدم.گفتم که چقدر دلتنگتم.گریه کردی .گفتی اگه نباشم چی میشه . میترسی . چرا آخه؟؟؟مگه قراره نباشم . گریه نکن عشق من . گریه نکن نفس من . میدونی که وقتی اشک میریزی تموم غم و غصه های دنیا میفته تو قلب خسته ام . دیگه گریه نکن نازنین من . باشه خانومم؟
آخ جیگر عشقمو بخورم من ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن . . .
مصی من .
از کجا بگم .
از کجای با تو بودن . از کجای بی تو بودن . که با تو بودنت عشق دنیاست و بی تو بودنت درد دنیاست .  یادته پریروز گفتم چقد خوشگل شدی و دیروز گفتم چقد خوشگلتر شدی ؟ بخدا اگه یه نقطه شو اغراق کرده باشم . وقتی یاد این دو روز و روزای قبل با تو بودن میفتم قلبم میخواد از جاش کنده بشه . با همه ی درد و غمی که داره یه عشقی داره با یادت سر کردن که نگو . مصی من . باور کن تک تک ثانیه های دو روز گذشته رو حفظ کردم و دارم با خودم مرور میکنم .
مصی جون خودم .
دلم برات تنگ شده خانومم .
دلم واسه آغوش داغ و پر حرارتت لک زده . که بشینی روی م ب ل و منم سرم و بذارم روی زانوهات . آخ که چه لذتی داره از اون پایین به تماشا نشستنت . الان دارم این لحظه رو تصور میکنم که من نشستم و تو میای تو بغلم . با تموم احساسم موهای لخت سیاتو نوازش مینم و میبوسم و میبویم . نگاه میکنم به چشمای قهوه ای روشنت و تو خیالم باهات حرف میزنم . ل ب ا ی داغتو میذارم روی ل ب ا ی سرد یخ زده ام تا جرعه جرعه نفساتو سر بکشن و جون بگیرن کنار نفسای داغت . خانوم من . دلم میخواد الان اینجا باشی . کنار این لحظه های خیس و این گونه های خیس و این ثانیه های خیس . شاید دستمال دستات اشک و از روی گونه هام خشک کنه . خاتون من . امشب باز حرفی رو زدی که میدونی خودم بیشتر از تو نباشه کمتر از تو عذاب نمیکشم از این موضوع . ولی به خداوندی خدا قسم به همین کمشم قانعم . میترسم ناشکری کنم و خدا همینم که برام دنیا دنیا میارزه رو ازم بگیره . میدونم . میدونم که برا تو خیلی خیلی سخته تحمل این روزا و این اتفاقات و این دور بودنا . درک میکنم که تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه . اعتراف میکنم که هست . بالاتر از من . چه برسه به همین نیم بند بودنای من . مصی من . ببخش به خاطر همه ی این نبودنایی که باید میبودم ولی نبودم و نیستم .  ببخش خاتون من . به خاطر من ببخش .
خانوم گل من .
نبودنت سردتر و سوزناکتر از سرمای هر زمستونیه و بودنت داغتر از هر ظهر تابستون . بی تو مثل یه برگ زرد پاییزیم که تک و تنها توی چنگال تیز تگرگ و برف  دی ماه و بهمن ماه اسیره و هر لحظه انتظار حضور سخت یک رد پا رو میکشه تا له بشه و هزار تکه تکه بشه وجودش توی کوچه راه شهر یخ زده . مصی من . خیالت قوت قلب هر لحظه ی طاعون زده ی منه . مصی من . باش و بمون کنارم که حتی یه ثانیه بدون تو حضور یادت اول مرگ منه . نیستی تا ببینی خیالتم مث یه خورشید پشت ابرای سیاه زمستون به یه غنچه ی گل سرخ امید زندگی میده . دوستت دارم عشق من . وقتی یاد اون نگاه مهربون و نازت میفتم بغض خاکستریم سیاه و کبود میشه اینقد که زور میزنه نترکه و تکه تکه نشه . کاش یه ثانیه ی دیروز و میشد الان لمس کرد . کنارت چه سرخوشم مث یه بچه ماهی که از تنگ بلوری روی طاقچه میپره تو حوض یه خونه ی پر از آواز قناری . کاش با تو بودن مثل سکوت کوه تا ته دنیا ادامه داشت . عطر تنتو میخوام . لطافت دستاتو میخوام . نوازش موهاتو میخوام . داغی ل ب ا ت و میخوام . خودتو میخوام . خودتو . دلتنگتم عشق من . دلتنگتم . مث بچه گنجشکی که چشم بسته دهنشو تا ته ته وا کرده تا مامانش واسه ش غذا بیاره و هی نعره میکشه و هی نعره میکشه ولی خبری از غذا نیست که نیست که نیست . 
دوستت دارم نازگل من .
دوستت دارم ...
الان اس ام اس میدم بهت تا داغ داغ داغ بیای و زخم گریه هامو باهام هم بغض بشی .
خوب بخوابی عروسک من .
دوستت دارم ...

.

.

.

کجایی نفس من؟؟؟

سلام نفس من .

خوبی خانوم گل من ؟؟؟

میدونی چقدر دلم برات تنگ شده عشق من ؟

میدونی یا نه؟

میدونم که یکمشو میدونی .

ولی بخدا اگه بدونی تا کجا و چقد دلتنگتم .

مصی من.

نازنین من.

عشق من.

نفس من.

عمر من.

زندگی من.

عاشقانه ی من.

تپش ثانیه های من...

نیم ساعت پیش بود که برات زنگ زدم.گفتم که چقدر دلتنگتم.گریه کردی .گفتی اگه نباشم چی میشه . میترسی . چرا آخه؟؟؟مگه قراره نباشم . گریه نکن عشق من . گریه نکن نفس من . میدونی که وقتی اشک میریزی تموم غم و غصه های دنیا میفته تو قلب خسته ام . دیگه گریه نکن نازنین من . باشه خانومم؟

آخ جیگر عشقمو بخورم من ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن . . .

مصی من .

از کجا بگم .

از کجای با تو بودن . از کجای بی تو بودن . که با تو بودنت عشق دنیاست و بی تو بودنت درد دنیاست .  یادته پریروز گفتم چقد خوشگل شدی و دیروز گفتم چقد خوشگلتر شدی ؟ بخدا اگه یه نقطه شو اغراق کرده باشم . وقتی یاد این دو روز و روزای قبل با تو بودن میفتم قلبم میخواد از جاش کنده بشه . با همه ی درد و غمی که داره یه عشقی داره با یادت سر کردن که نگو . مصی من . باور کن تک تک ثانیه های دو روز گذشته رو حفظ کردم و دارم با خودم مرور میکنم .

مصی جون خودم .

دلم برات تنگ شده خانومم .

دلم واسه آغوش داغ و پر حرارتت لک زده . که بشینی روی م ب ل و منم سرم و بذارم روی زانوهات . آخ که چه لذتی داره از اون پایین به تماشا نشستنت . الان دارم این لحظه رو تصور میکنم که من نشستم و تو میای تو بغلم . با تموم احساسم موهای لخت سیاتو نوازش مینم و میبوسم و میبویم . نگاه میکنم به چشمای قهوه ای روشنت و تو خیالم باهات حرف میزنم . ل ب ا ی داغتو میذارم روی ل ب ا ی سرد یخ زده ام تا جرعه جرعه نفساتو سر بکشن و جون بگیرن کنار نفسای داغت . خانوم من . دلم میخواد الان اینجا باشی . کنار این لحظه های خیس و این گونه های خیس و این ثانیه های خیس . شاید دستمال دستات اشک و از روی گونه هام خشک کنه . خاتون من . امشب باز حرفی رو زدی که میدونی خودم بیشتر از تو نباشه کمتر از تو عذاب نمیکشم از این موضوع . ولی به خداوندی خدا قسم به همین کمشم قانعم . میترسم ناشکری کنم و خدا همینم که برام دنیا دنیا میارزه رو ازم بگیره . میدونم . میدونم که برا تو خیلی خیلی سخته تحمل این روزا و این اتفاقات و این دور بودنا . درک میکنم که تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه . اعتراف میکنم که هست . بالاتر از من . چه برسه به همین نیم بند بودنای من . مصی من . ببخش به خاطر همه ی این نبودنایی که باید میبودم ولی نبودم و نیستم .  ببخش خاتون من . به خاطر من ببخش .

خانوم گل من .

نبودنت سردتر و سوزناکتر از سرمای هر زمستونیه و بودنت داغتر از هر ظهر تابستون . بی تو مثل یه برگ زرد پاییزیم که تک و تنها توی چنگال تیز تگرگ و برف  دی ماه و بهمن ماه اسیره و هر لحظه انتظار حضور سخت یک رد پا رو میکشه تا له بشه و هزار تکه تکه بشه وجودش توی کوچه راه شهر یخ زده . مصی من . خیالت قوت قلب هر لحظه ی طاعون زده ی منه . مصی من . باش و بمون کنارم که حتی یه ثانیه بدون تو حضور یادت اول مرگ منه . نیستی تا ببینی خیالتم مث یه خورشید پشت ابرای سیاه زمستون به یه غنچه ی گل سرخ امید زندگی میده . دوستت دارم عشق من . وقتی یاد اون نگاه مهربون و نازت میفتم بغض خاکستریم سیاه و کبود میشه اینقد که زور میزنه نترکه و تکه تکه نشه . کاش یه ثانیه ی دیروز و میشد الان لمس کرد . کنارت چه سرخوشم مث یه بچه ماهی که از تنگ بلوری روی طاقچه میپره تو حوض یه خونه ی پر از آواز قناری . کاش با تو بودن مثل سکوت کوه تا ته دنیا ادامه داشت . عطر تنتو میخوام . لطافت دستاتو میخوام . نوازش موهاتو میخوام . داغی ل ب ا ت و میخوام . خودتو میخوام . خودتو . دلتنگتم عشق من . دلتنگتم . مث بچه گنجشکی که چشم بسته دهنشو تا ته ته وا کرده تا مامانش واسه ش غذا بیاره و هی نعره میکشه و هی نعره میکشه ولی خبری از غذا نیست که نیست که نیست .  

دوستت دارم نازگل من .

دوستت دارم ...

الان اس ام اس میدم بهت تا داغ داغ داغ بیای و زخم گریه هامو باهام هم بغض بشی .

خوب بخوابی عروسک من .

سلام نفس من .

خوبی خانوم گل من ؟؟؟

میدونی چقدر دلم برات تنگ شده عشق من ؟

میدونی یا نه؟

میدونم که یکمشو میدونی .

ولی بخدا اگه بدونی تا کجا و چقد دلتنگتم .

مصی من.

نازنین من.

عشق من.

نفس من.

عمر من.

زندگی من.

عاشقانه ی من.

تپش ثانیه های من...

نیم ساعت پیش بود که برات زنگ زدم.گفتم که چقدر دلتنگتم.گریه کردی .گفتی اگه نباشم چی میشه . میترسی . چرا آخه؟؟؟مگه قراره نباشم . گریه نکن عشق من . گریه نکن نفس من . میدونی که وقتی اشک میریزی تموم غم و غصه های دنیا میفته تو قلب خسته ام . دیگه گریه نکن نازنین من . باشه خانومم؟

آخ جیگر عشقمو بخورم من ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن . . .

مصی من .

از کجا بگم .

از کجای با تو بودن . از کجای بی تو بودن . که با تو بودنت عشق دنیاست و بی تو بودنت درد دنیاست .  یادته پریروز گفتم چقد خوشگل شدی و دیروز گفتم چقد خوشگلتر شدی ؟ بخدا اگه یه نقطه شو اغراق کرده باشم . وقتی یاد این دو روز و روزای قبل با تو بودن میفتم قلبم میخواد از جاش کنده بشه . با همه ی درد و غمی که داره یه عشقی داره با یادت سر کردن که نگو . مصی من . باور کن تک تک ثانیه های دو روز گذشته رو حفظ کردم و دارم با خودم مرور میکنم .

مصی جون خودم .

دلم برات تنگ شده خانومم .

دلم واسه آغوش داغ و پر حرارتت لک زده . که بشینی روی م ب ل و منم سرم و بذارم روی زانوهات . آخ که چه لذتی داره از اون پایین به تماشا نشستنت . الان دارم این لحظه رو تصور میکنم که من نشستم و تو میای تو بغلم . با تموم احساسم موهای لخت سیاتو نوازش مینم و میبوسم و میبویم . نگاه میکنم به چشمای قهوه ای روشنت و تو خیالم باهات حرف میزنم . ل ب ا ی داغتو میذارم روی ل ب ا ی سرد یخ زده ام تا جرعه جرعه نفساتو سر بکشن و جون بگیرن کنار نفسای داغت . خانوم من . دلم میخواد الان اینجا باشی . کنار این لحظه های خیس و این گونه های خیس و این ثانیه های خیس . شاید دستمال دستات اشک و از روی گونه هام خشک کنه . خاتون من . امشب باز حرفی رو زدی که میدونی خودم بیشتر از تو نباشه کمتر از تو عذاب نمیکشم از این موضوع . ولی به خداوندی خدا قسم به همین کمشم قانعم . میترسم ناشکری کنم و خدا همینم که برام دنیا دنیا میارزه رو ازم بگیره . میدونم . میدونم که برا تو خیلی خیلی سخته تحمل این روزا و این اتفاقات و این دور بودنا . درک میکنم که تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه . اعتراف میکنم که هست . بالاتر از من . چه برسه به همین نیم بند بودنای من . مصی من . ببخش به خاطر همه ی این نبودنایی که باید میبودم ولی نبودم و نیستم .  ببخش خاتون من . به خاطر من ببخش .

خانوم گل من .

نبودنت سردتر و سوزناکتر از سرمای هر زمستونیه و بودنت داغتر از هر ظهر تابستون . بی تو مثل یه برگ زرد پاییزیم که تک و تنها توی چنگال تیز تگرگ و برف  دی ماه و بهمن ماه اسیره و هر لحظه انتظار حضور سخت یک رد پا رو میکشه تا له بشه و هزار تکه تکه بشه وجودش توی کوچه راه شهر یخ زده . مصی من . خیالت قوت قلب هر لحظه ی طاعون زده ی منه . مصی من . باش و بمون کنارم که حتی یه ثانیه بدون تو حضور یادت اول مرگ منه . نیستی تا ببینی خیالتم مث یه خورشید پشت ابرای سیاه زمستون به یه غنچه ی گل سرخ امید زندگی میده . دوستت دارم عشق من . وقتی یاد اون نگاه مهربون و نازت میفتم بغض خاکستریم سیاه و کبود میشه اینقد که زور میزنه نترکه و تکه تکه نشه . کاش یه ثانیه ی دیروز و میشد الان لمس کرد . کنارت چه سرخوشم مث یه بچه ماهی که از تنگ بلوری روی طاقچه میپره تو حوض یه خونه ی پر از آواز قناری . کاش با تو بودن مثل سکوت کوه تا ته دنیا ادامه داشت . عطر تنتو میخوام . لطافت دستاتو میخوام . نوازش موهاتو میخوام . داغی ل ب ا ت و میخوام . خودتو میخوام . خودتو . دلتنگتم عشق من . دلتنگتم . مث بچه گنجشکی که چشم بسته دهنشو تا ته ته وا کرده تا مامانش واسه ش غذا بیاره و هی نعره میکشه و هی نعره میکشه ولی خبری از غذا نیست که نیست که نیست .  

دوستت دارم نازگل من .

دوستت دارم ...

الان اس ام اس میدم بهت تا داغ داغ داغ بیای و زخم گریه هامو باهام هم بغض بشی .

خوب بخوابی عروسک من .

دوستت دارم ...

کو اون همه عاشقی ؟ ؟ ! !

سلام .

ساعت الان دقیقا یک و بیست دقیقه ی نیمه شبه . تکرار مکررات اگه بگم حالم خوب نیست . اگه بگم حالت تهوع شدیدی اومده سراغم . اگه بگم نصفه شبی حوصله دوا دکتر ندارم . همیشه همینطوری بوده . وقتی اعصابم میریزه به هم این مدلی میشم . دست خودمم نیست . والا کدوم آدم عاقلی از این وضعیت خوشحال میشه که من بشم .

بگذریم . این که حالم خوب نیست و این که چه حالی میشم اینوقتا چیز تازه ای نیست که بخوام روش تکیه کنم و از حال نذارم بگم . مهم اینه که بادمجون بم آفت نداره و من با این مرضا هیچ طوریم نمیشه . شادیم بشه . ولی من از این شانسا ندارم . باید تا آخرین نفس تحمل کنم . دارو و درمان خاصی که نداره .

بازم اومدیم سراغ بگذریم .

نمیدونم چرا بهت گفتم نوشتم . شاید چون خیلی بهم برخورده بود خواستم از اون مثلا غروری که پیش تو چوب حراج زدم بهش دفاع کنم . اما خیر سرم چی فکر میکردم و چی شد . ظاهرا نه تنها کمکی نکرده به حل مشکل . بلکه عصبانیتتو بیشترم کرده . چون هیچ حرفی نزدی از حرفام . حتی نپرسیدی الان بهترم ؟

این حداقل کاری بود که میتونستی بگی و نگفتی . خودت خوب میدونی کم توقع بارم آوردی . به چیزایی قانعم که ...

بازم بگذریم .

راستش امروز با گوشی رفتم پستهای پاسالی رو خوندم . نه همه شو . که یکی دو تاشو . چه قد بهت حسودیم شد . هنوزم میشه . مصی من . بیشتر عاشقت شدم که کمتر نشدم . دارم دیوونه میشم . از اینکه نیستی . از اینکه سردی . از اینکه فرقی نداشت برات بیام یا نیام . خیر سرم دیشب بدون سر شستن دوش گرفتم . نمیخواستم ببینی واسه حرفت ارزش قایل نشدم . سرم داشت میپوسید . اما حرف تو ...

مصی .

یه اعترافی کنم .

اگه چند ثانیه دیگه ادامه بدم باید تا تهش ادامه بدم . شک نکن باید برم بیمارستان . گلاب به روت بد حالت تهوع گرفتم . خیلی حالم بده . خیلی .

کاش میتونستم باهات حرف بزنم .

بیشتر .

بگم که عاشقتم .

بگم نکن از این کارا .

بگم دارم میمیرم بی تو .

بگم کجایی بی انصاف ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستت دارم ...

تموم سهم من از تو یه آغوشه که دنیامه ...

سلام نازنین بانو .

خوبی غزلک من ؟

خوبی عشق من ؟

خوبی ؟؟؟

احتمالا خیلی خوب نیستی . میتونم حدس بزنم که چرا خیلی خوب نیستی . یه کمش به خاطر حرفیه که چند ساعت قبل بهت زدمه . یکمشم مال خود اتفاقیه که ازش حرف زدیه . مگه نه ؟؟؟

بعد از چندین و چند ماه اومدم . خودت دلایل غیبتمو میدونی دیگه . امشب دلم دیگه طاقت نیاورد . گفتم باید بیام . هم اگه بتونم از دلت در بیارم و هم اگه تونستم یه کم درد دل کنم باهات . چه کنم که تو و اینجا سنگ صبور من بودین و هستین و خواهین بود .

مصی من .

گلابی من .

دلم برات تنگ شده خانومم . بخدا تنگ تنگ شده . اونقد تنگ شده که تا یادت میفتم مثل قدیما بغضم نارنجی میشه و یه کوچولو حساب کار از دستم در میره . ببخش دیگه . خیلی وقت بود که ...

بگذریم .

بخدا اگه امشب این حرف و زدم فقط و فقط خواستم خیر سرم فکرتو منحرف کنم تا اینقدر به این موضوع فکر نکنی . اونم شب امتحانت . منظوری نداشتم . میدونم گند زدم . ولی ...

اینقد سرت گرم بود که متوجه ناله هام نشدی . اونقد سرت گرم درس و این موضوع بود که نفهمیدی دارم به زور نفس میکشم . بخدا از شدت درد اشکم سرازیر شده بود . نمیخواستم نگرانت کنم و ناراحتت کنم . هی داشت درد قفسه سینه م بیشتر و بیشتر میشد . به زور حرف میزدم . نمیخواستم متوجه شی و نگران . واسه همین بریده بریده حرف میزدم . وقتی دیدم به جای اینکه با حرفم یه کم آرومترت کنم زدم داغونترت کردم اوضاع م بدتر شد . تا جلو درمونگاه رفتم . نمیخواستم قطع کنم . دیدم الانه که باید از شدت درد داد بزنم . مجبور شدم قطع کنم . گفتم اگه با یه آمپول کوچیک حل شد بعدش بهت زنگ میزنم . رفتن به دکتر همانا و سرم و آمپول دادن همانا . به بابامم زنگ زده بودم که یه سر بیاد پیشم . اونم نامردی نکرده بود و همه رو جمع کرده بود . تازه مسکنها داشت اثر مبکرد و یواش یواش داشتم به این فکر میکردم که چطور بتونم یه زنگ کوچیک بزنم تا نگران نشی که یهو اس ام اس سراسر محبتت اومد . {{میخوابم . شب بخیر }} همچین تو ذوقم خورد. همچین دلم ترک خورد . همچین بدنم عرق سرد گرفت که بیا و ببین ...

بخدا قسم از شدت درد اشکم داشت سرازیر میشد . والا قبل دکتر رفتن آرومت میکردم . مجبور شدم برم . این درد لعنتی منم که درمون نداره . فقط مسکن و مسکن و مسکن . اگه یه روز این مسکنها رو بگیرن اون روز من از شدت درد و غم مردم ...

مصی من .

باور کن منظوری نداشتم . خانوم خوشگل من . ۲ روزه ندیدمت . نیگاااااااااااااااااااااااااااااااااااا . عزیز دل من . خوشگل خانومی من . ببخش . باشه خانومم ؟ ایشالا که چیز خاصی نیست و مثل همیشه تو اشتباه میکنی . امیدوارم اینبارم مثل همیشه خدای مهربون مراقب اوضاعمون باشه . توکلت به خودش باشه .شک نکن خودش هوامون و داره .آخه مگه من و تو غیر اون کس دیگه ای رو هم داریم . به خودش توکل کن . همه چی درست میشه .

با خودم فکر میکردم امروز دیگه حتما میبینمت . نمیدونم چه روزایی رو میخوای بیای و چه روزایی رو نه . تصمیمی رو هم که میگیری رو که ازش بیخبرم . فقط خودت و بذار جای من . اگه مثلا تا ساعت ۳ نشستی که بیایی و یهو زنگ بزنی ببینی من واسه خودم دارم میچرخم و قبلش بهت نگفتم امروز نمیتونم ببینمت چه حالی میشی ؟ میتونی تحمل کنی ؟ شک نکن یه روز همچین داستانی رو سرت پیاده میکنم تا بفهمی طعمش چیه . اونم منی که کل روز و به عشق دو ساعت دیدن تو میگذرونم . منی که همه ی سختیای صبح و همه ی مشکلاتم و تحمل میکنم به عشق یه ساعت با تو بودن . همه چی و هه کار و میذارم کنار واسه یه ثانیه آغوش تو . اونوقت تو ...میدونم کار برات پیش میاد . میدونم هر روز نمیتونی و نمیشه . همه ی حرفم اینه . اگه یه بار من ساعت ۳.۵ بهت بگم نمیتونم ببینمت چه حالی میشی ؟ اونم وقتی که از صبح میدونم که امروز نمیتونم . ولی جا اینکه صبح بهت بگم همون ۳.۵ بهت میگم . آتیش نمیگیری ؟؟؟

بگذریم .

نمیخوام بعد از چند ماه اینجا اومدن فقط غر بزنم . اینجا بوی عشقش مشامم و پر کرده . اینجا بوی عطر تو خیالم و مست کرده . وقتی میام اینجا بیشتر از هر جای دیگه ای یادم میفته که چقدر عاشقتم . یادم میفته که بدون تو ... میمیرم م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م م  ...

  نازنین بانوی عشق من . دو روزه ندیدمت انگار دو ساله . عاشق این دلتنگیامم . وقتی اینجوری میشم دلم میخواد پر در بیارم . میدونی چرا ؟ به خاطر اینکه یه طرف این قصه منم و طرف دیگه ش تو . منی که عاشق توام و تویی که هستی برای من . اگه یه روز نبینمت و دلتنگت نشم روز مرگ منه . از خدا میخوام بمیرم و همچین روزی رو نبینم . عشق منی تو مصی من . عمر منی تو نازنین من .  نمیدونی چه احساس قشنگیه وقتی میبینم عاشق توام . عاشق عاشق تو . دوستت دارم عشق من . دوستت دارمم ...

...