کجایی نفس من؟؟؟
>خوبی خانوم گل من ؟؟؟
میدونی چقدر دلم برات تنگ شده عشق من ؟
میدونی یا نه؟
میدونم که یکمشو میدونی .
ولی بخدا اگه بدونی تا کجا و چقد دلتنگتم .
مصی من.
نازنین من.
عشق من.
نفس من.
عمر من.
زندگی من.
عاشقانه ی من.
تپش ثانیه های من...
نیم ساعت پیش بود که برات زنگ زدم.گفتم که چقدر دلتنگتم.گریه کردی .گفتی اگه نباشم چی میشه . میترسی . چرا آخه؟؟؟مگه قراره نباشم . گریه نکن عشق من . گریه نکن نفس من . میدونی که وقتی اشک میریزی تموم غم و غصه های دنیا میفته تو قلب خسته ام . دیگه گریه نکن نازنین من . باشه خانومم؟
آخ جیگر عشقمو بخورم من ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن . . .
مصی من .
از کجا بگم .
از کجای با تو بودن . از کجای بی تو بودن . که با تو بودنت عشق دنیاست و بی تو بودنت درد دنیاست . یادته پریروز گفتم چقد خوشگل شدی و دیروز گفتم چقد خوشگلتر شدی ؟ بخدا اگه یه نقطه شو اغراق کرده باشم . وقتی یاد این دو روز و روزای قبل با تو بودن میفتم قلبم میخواد از جاش کنده بشه . با همه ی درد و غمی که داره یه عشقی داره با یادت سر کردن که نگو . مصی من . باور کن تک تک ثانیه های دو روز گذشته رو حفظ کردم و دارم با خودم مرور میکنم .
مصی جون خودم .
دلم برات تنگ شده خانومم .
دلم واسه آغوش داغ و پر حرارتت لک زده . که بشینی روی م ب ل و منم سرم و بذارم روی زانوهات . آخ که چه لذتی داره از اون پایین به تماشا نشستنت . الان دارم این لحظه رو تصور میکنم که من نشستم و تو میای تو بغلم . با تموم احساسم موهای لخت سیاتو نوازش مینم و میبوسم و میبویم . نگاه میکنم به چشمای قهوه ای روشنت و تو خیالم باهات حرف میزنم . ل ب ا ی داغتو میذارم روی ل ب ا ی سرد یخ زده ام تا جرعه جرعه نفساتو سر بکشن و جون بگیرن کنار نفسای داغت . خانوم من . دلم میخواد الان اینجا باشی . کنار این لحظه های خیس و این گونه های خیس و این ثانیه های خیس . شاید دستمال دستات اشک و از روی گونه هام خشک کنه . خاتون من . امشب باز حرفی رو زدی که میدونی خودم بیشتر از تو نباشه کمتر از تو عذاب نمیکشم از این موضوع . ولی به خداوندی خدا قسم به همین کمشم قانعم . میترسم ناشکری کنم و خدا همینم که برام دنیا دنیا میارزه رو ازم بگیره . میدونم . میدونم که برا تو خیلی خیلی سخته تحمل این روزا و این اتفاقات و این دور بودنا . درک میکنم که تو لیاقتت خیلی بیشتر از منه . اعتراف میکنم که هست . بالاتر از من . چه برسه به همین نیم بند بودنای من . مصی من . ببخش به خاطر همه ی این نبودنایی که باید میبودم ولی نبودم و نیستم . ببخش خاتون من . به خاطر من ببخش .
خانوم گل من .
نبودنت سردتر و سوزناکتر از سرمای هر زمستونیه و بودنت داغتر از هر ظهر تابستون . بی تو مثل یه برگ زرد پاییزیم که تک و تنها توی چنگال تیز تگرگ و برف دی ماه و بهمن ماه اسیره و هر لحظه انتظار حضور سخت یک رد پا رو میکشه تا له بشه و هزار تکه تکه بشه وجودش توی کوچه راه شهر یخ زده . مصی من . خیالت قوت قلب هر لحظه ی طاعون زده ی منه . مصی من . باش و بمون کنارم که حتی یه ثانیه بدون تو حضور یادت اول مرگ منه . نیستی تا ببینی خیالتم مث یه خورشید پشت ابرای سیاه زمستون به یه غنچه ی گل سرخ امید زندگی میده . دوستت دارم عشق من . وقتی یاد اون نگاه مهربون و نازت میفتم بغض خاکستریم سیاه و کبود میشه اینقد که زور میزنه نترکه و تکه تکه نشه . کاش یه ثانیه ی دیروز و میشد الان لمس کرد . کنارت چه سرخوشم مث یه بچه ماهی که از تنگ بلوری روی طاقچه میپره تو حوض یه خونه ی پر از آواز قناری . کاش با تو بودن مثل سکوت کوه تا ته دنیا ادامه داشت . عطر تنتو میخوام . لطافت دستاتو میخوام . نوازش موهاتو میخوام . داغی ل ب ا ت و میخوام . خودتو میخوام . خودتو . دلتنگتم عشق من . دلتنگتم . مث بچه گنجشکی که چشم بسته دهنشو تا ته ته وا کرده تا مامانش واسه ش غذا بیاره و هی نعره میکشه و هی نعره میکشه ولی خبری از غذا نیست که نیست که نیست .
دوستت دارم نازگل من .
دوستت دارم ...
الان اس ام اس میدم بهت تا داغ داغ داغ بیای و زخم گریه هامو باهام هم بغض بشی .
خوب بخوابی عروسک من .
دوستت دارم ...
.
.
.