شاید یه شب دیدی منو ...

من ماه میبینم هنوز

این کور سوی روشنو

اینقد سوسو میزنم

شاید یه شب دیدی منو

هر جا چراغی روشنه

از ترس تنها بودنه

ای ترس تنهایی من

اینجا چراغی روشنه ...

سلام .

خوبی خانومم ؟

کجایی خانوم ؟

در چه حالی ؟

درساتو خوندی ؟

اس ام اس دادم جواب ندادی .

مصی .

دلم گرفته ها . بدم گرفته . نپرس چرا . چون همونقد که میدونم همونقدم نمیدونم . شایدم اصلا مهم نباشه . بیخیالش اصلا . چرا دیگه رفت و اومداتو بهم نمیگی ؟ اصلا نمیدونم کی ها امتحان داری . کی میری ؟ کی میای ؟ حس خوبی ندارم . شاید بتونی درکم کنی . شایدم نتونی .

بیخیال اصلا .

بعد از چند وقت اومدم نمیخوام مث پیرزنا همه ش غر غر کنم . هر چند شاید یکی از دلایل بزرگ اومدنم همین حس اعتراضی باشه که الان تو روح خسته ام لونه کردی . اما نمیدونم چطوری و به چه زبونی داد بزنم . نمیدونم .

باور کن حس بدی دارم . باور کن . دیشب بازم متوجه نشدی . داشتم باهات حرف میزدم . بعضی وقتا اینجوری میشم . یهو وسط حرف زدن دلتنگت میشم . یهو یه بغضی راه گلوم و میبنده . از خودم بیزار میشم . که چرا تو باید دو تا خیابون یا دو تا کوچه اونورتر از من باشی و من نتونم وقتی که میخوام ببینمت و دوست دارم که ببینمت نتونم ببینمت . این انصافه آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بدتر اینکه باید پیش تو ظاهر و حفظ کنم تا تو چیزی متوجه نشی . که اگه نگم یه دردی ِ و اگه نگم یه درد دیگه . خیلی وقتا اتفاق افتاده . خیلی وقتا . اما نگفتم . بغض کردم اما نگفتم . بغضم و خوردم اما نگفتم . و گاهی حتی شکسته و اما بازم نگفتم . این نگفتن به این معنی نیست که همه چی روبراهه و منم خوش خوشم . اما نمیگم . چون دوست ندارم اون روح اندوه سراغ چشمای قشنگت بیاد . مصی من . خانوم من . خوشگل من . نمیدونم باید چه طوری حرفم و بزنم . یه جوری ام . یه جور شاید بد . راستشم بگم نمیدونم شاید تقصیر تو باشه . البته شایدم من زیادی دارم شلوغش میکنم . شاید واقعا بعضی وقتا زیادی بدبین میشم به همه چی . تو حرفا قبلی بهت گفتم که دیگه راجع به بعضی چیزا حرف نمیزنم . آخه خیلی بده وقتی میبنی کسی یه دنیا ادعا داره و اونوقت به خاطر تو از دو قلم... نمیگذره . خیلی بده . خیلی بد . اینم یه چی تو همون مایه هاست . یه سری چیزا تو این چند روز دست به دست هم داده که این احساس بیاد سراغم . که دل تنگم از هر وقت دیگه ای بیشتر و بیشتر بگیره . مصی من . دلم گرفته خانومم . دلم گرفته . دوستت دارم . اما دلم گرفته . جواب اس ام اس و ندادی . دلم گرفته . نمیدونم کجایی . دلم گرفته . قبلنا بیشتر ازت میدونستم . بیشتر میگفتی . یه جورایی آب میخوردی میگفتی . یادم نمیاد فضولی کرده باشم . هر چی گفتی رو خودت گفتی . اما خیلی وقته که نمیگی . خیلی وقته . نمیدونم چرا . شاید صلاح این باشه . شاید همونقد که اختیار دارم باید بدونم . گاهی نمیدونم حالا خواسته یا ناخواسته اتفاقات و رفتاری رو ازت میبینم که دلم میشکنه . بعضیاشو که شاید کلهم ۵٪ بیشتر هم نیست و بهت گفتم و ۹۵٪ بهت نگفتم . این نگفتنا بد جور رو دل شکسته ام تلنبار شده . همیشه سعی کردم از اتفاقات تلخ گذشته ام درس بگیرم . سعی کردم بهترین و صادقانه ترین برخورد و باهات کنم . روراست بگم حرفمو ؟

حس میکنم مث قبل نیستی . حس میکنم چیزی رو داری ازم پنهان میکنی . نمیدونم چیه ؟ نمیدونم از کی اینطوری شده ؟ شایدم من اشتباه میکنم . اما این وظیفه ی تویه که منو از این اشتباهاتم در بیاری . تو باید مث قبل خیالمو راحت کنی . اگه فک میکنی این خیال راحت حقمه این کار و برام کن . اگرم فک میکنی که حقم نیست بذار تو توهماتم بمونم . توهماتی که باور کن نمیدونم چی هست . بخدا نمیدونم . به جون جفتمون نمیدونم . فقط حس میکنم داری ازم دور میشی . ازم دل میکنی مجبور میشی . تا مه راهو نپوشونده نگام کن . اگه رو قله سردت شد صدام کن . یه رنگ مرده از رنگین کمونم . من این پایین نمیتونم بمونم . میمیرم . بی تو . . .

جیگر من .

کجایی الان که دلم هواتو کرده . کجایی که مث صبح بوت کنم و ب ب و س م ت ؟؟؟ کجایی آخه که یه اس ام اس و جواب نمیدی ؟؟؟ دلم هواتو کرده دم غروبی . بدم هواتو کرده . اما نمیدونم کجایی . نیستی که ب غ ل ت کنم و طعم بهشت و بچشم .

خانوم من .

تکراریه حرفم ؟

این که بگم عاشقتم ؟؟؟

این که بگم میمیرم بی تو .

این که بگم نفس منی .

و این که بگم دوستت دارم .

که اگه تکراری باشه دوست دارم اینا رو تا ته دنیا تکرار کنم .

دوستت دارم عشق من ...

  

طعم بهشت

سلام

چند ثانیه ای میشه رفتی

مثل همیشه

میری و نمیبینی  پشت سرت حال چشمامو!!!

میری و نمیشنوی ...

همین چند ثانیه ی قبل بود

شاید به خاطر باز بودن در پایین اونقدر هول بودی که ندیدی .

که بغض این چشمای تر با رفتنت داره میشکنه و تیکه تیکه میشه . که همینجاهم ندیدی چند بار تا مرز خفه خون شدم رفتم اما نذاشتم بفهمی تو دلم چه خبره . امروز دلم گرفته بود . اگه به میل من بود همون چند ساعتم نمیذاشتم از پیشم بری . دلم میخواست و میخواد که اینجا باشی . مثل همیشه و تا همیشه . کنار من . تو ی بغلم . که هر لحظه بتونم طعم بهشت و بچشم . که هر لحظه عطر بهشت و حس کنم . وقتایی که هستی احساس خوشبختی میکنم . خیلی . که قربون خدا برم . اگه لایق ندونه و بهشت اون دنیا رو ازم دریغ کنه اما مث مرد بهشت این دنیا رو داده بهم و منم با تمام وجود حسش کردم و میکنم.

مصی من .

دلم بد گرفته .

نمیدونم چرا .

شایدم بدونم .

اما نمیخوام بگم .

دلم شکست .

خیلی .

آخه نمیدونی وقتی به قول خودت حتی همون یکی دو قلمو وقتی استفاده میکنی چقدر ناز میشی . شاید حسودیم میاد . که اونوقتا چرا باید ۴ تا عوضی بهشت منو که حالا اینقدر ناز و تماشایی شده تماشا کنن . مگه نمیدونن تو مال منی . نمیدونننننننننننننننننن ؟؟؟؟ چرا ؟؟؟ چقد من بدبختم که نمیتونم بیام اونجا و داد بزنم که مال منی ...چرا آخه ؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ........

بدبختی و بدشانسی آخه تا چقد؟؟؟چرا تو درک نمیکنی ؟؟؟ چرا نمیتونی بفهمی چه حسی دارم اونوقتا . چرا حرفم پیشت ارزش نداره ؟؟؟ به خدا قسم لحظه ای که شروع کردم به نوشتن اصلا نمیخواستم از این موضوع حرف بزنم . اما خودش داره خط به خط میاد . چرا آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تا حالا ۱۰ بار بیشتر گفتم . اما به خدا قسم دیگه نمیگم . به جون خودت نمیگم . که اگه بگم کاش لال بشم و دیگه حتی یه کلمه هم نتونم حرف بزنم . آخه مگه تا حال چی ازت خواستم که این حرفم واسه ت بی ارزشه ؟؟؟آخه مگه اینقد واسه ت سخته که خواسته ی منو حتی اگه زیادی انجام نمیدی؟؟؟

یعنی چون یکی دیگه تا دینش نشسته به خودش هزار تا آت و آشغال مالیده توام باید یه کم و استفاده کنی ؟؟؟قبل ترها شنیده بودم اگه زن بی اجازه ی همسر بخواد آ . ر . ا . ی . ش . کنه نمیدونم چی چی و چی چی میشه . اما من نه این اجازه رو دادم و هم اینکه ازت خواستم نکنی . مگه نه اینکه زن باید واسه مردش خوشگل باشه . که مردش باید اون و قشنگ ببینه . نمیخوام امبل بازی در بیارم . اما اونقد و دوست ندارم . وقتی حتی با اینقدر استفاده ی کم اینقد جیگر هستی جیگرتر میشی نمیخوام مردم ببیننت . میخوام فقط مال خودم باشی . همین ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ............ میفهمیییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟

اما چی شد ؟؟؟

بگذریم .

خانوم من .

دوست ندارم دیگه راجع به این موضوع حتی یه کلمه هم بحث کنیم با هم .

دوست ندارم .

فقط یه تشکر کنم ازت .

اونم اینکه حتی با اینکه میدونی اینکارو دوست ندارم اما ظاهر و باطن یه جوری باهام . خیلی راحت میتونی قبل اینجا اومدن همه رو پاک کنی تا مثلا من خر بشم . اما نمیکنی این کارو .

ممنونم ازت به خاطر رو راست بودن همیشگیت .

مصی من .

دوست داشتم دیروز وقتی درد دارم تو پیشم باشی . که با دیدنت همه ی دردام از یادم میره . که باشی و نازت کنم و بوت کنم و ببوسمت تا همه ی درد و غصه هام برن . که بودنت کنار من ته آرامش دنیاست . اما نشد . نتونستی . امروز که شد .

خانوم ناز من .

خیلی دوست دارما .

بخدا خیلی خیلی خیلی دوست دارم .

لبای نازت و لپای شیرینت طعم بهشت میدن . جون من نذار بهشتمو ازم بگیرن . که اگه بگیرن میمیرم . باور کن میمیرم . نمیدونم اگه زبونم لال نبودی چی به سرم میومد . باورکن نمیدونم . دیروز تو بیمارستان این یاد تو بود که درد و تسکین میداد . که شیرینی یادت هر دردی و آروم میکنه . چه برسه به این فسقله درد ...

خیلی دوست دارم .

هر چقدم بگم خسته نمیشم .

هر چقدم که بگم .

جیگر ناز خودمی و این و بدون یه ثانیه بی تو باشم مردم .

شک نکن .

دوست دارم ...

...