طعم بهشت
چند ثانیه ای میشه رفتی
مثل همیشه
میری و نمیبینی پشت سرت حال چشمامو!!!
میری و نمیشنوی ...
همین چند ثانیه ی قبل بود
شاید به خاطر باز بودن در پایین اونقدر هول بودی که ندیدی .
که بغض این چشمای تر با رفتنت داره میشکنه و تیکه تیکه میشه . که همینجاهم ندیدی چند بار تا مرز خفه خون شدم رفتم اما نذاشتم بفهمی تو دلم چه خبره . امروز دلم گرفته بود . اگه به میل من بود همون چند ساعتم نمیذاشتم از پیشم بری . دلم میخواست و میخواد که اینجا باشی . مثل همیشه و تا همیشه . کنار من . تو ی بغلم . که هر لحظه بتونم طعم بهشت و بچشم . که هر لحظه عطر بهشت و حس کنم . وقتایی که هستی احساس خوشبختی میکنم . خیلی . که قربون خدا برم . اگه لایق ندونه و بهشت اون دنیا رو ازم دریغ کنه اما مث مرد بهشت این دنیا رو داده بهم و منم با تمام وجود حسش کردم و میکنم.
مصی من .
دلم بد گرفته .
نمیدونم چرا .
شایدم بدونم .
اما نمیخوام بگم .
دلم شکست .
خیلی .
آخه نمیدونی وقتی به قول خودت حتی همون یکی دو قلمو وقتی استفاده میکنی چقدر ناز میشی . شاید حسودیم میاد . که اونوقتا چرا باید ۴ تا عوضی بهشت منو که حالا اینقدر ناز و تماشایی شده تماشا کنن . مگه نمیدونن تو مال منی . نمیدونننننننننننننننننن ؟؟؟؟ چرا ؟؟؟ چقد من بدبختم که نمیتونم بیام اونجا و داد بزنم که مال منی ...چرا آخه ؟ چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداا اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ........
بدبختی و بدشانسی آخه تا چقد؟؟؟چرا تو درک نمیکنی ؟؟؟ چرا نمیتونی بفهمی چه حسی دارم اونوقتا . چرا حرفم پیشت ارزش نداره ؟؟؟ به خدا قسم لحظه ای که شروع کردم به نوشتن اصلا نمیخواستم از این موضوع حرف بزنم . اما خودش داره خط به خط میاد . چرا آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تا حالا ۱۰ بار بیشتر گفتم . اما به خدا قسم دیگه نمیگم . به جون خودت نمیگم . که اگه بگم کاش لال بشم و دیگه حتی یه کلمه هم نتونم حرف بزنم . آخه مگه تا حال چی ازت خواستم که این حرفم واسه ت بی ارزشه ؟؟؟آخه مگه اینقد واسه ت سخته که خواسته ی منو حتی اگه زیادی انجام نمیدی؟؟؟
یعنی چون یکی دیگه تا دینش نشسته به خودش هزار تا آت و آشغال مالیده توام باید یه کم و استفاده کنی ؟؟؟قبل ترها شنیده بودم اگه زن بی اجازه ی همسر بخواد آ . ر . ا . ی . ش . کنه نمیدونم چی چی و چی چی میشه . اما من نه این اجازه رو دادم و هم اینکه ازت خواستم نکنی . مگه نه اینکه زن باید واسه مردش خوشگل باشه . که مردش باید اون و قشنگ ببینه . نمیخوام امبل بازی در بیارم . اما اونقد و دوست ندارم . وقتی حتی با اینقدر استفاده ی کم اینقد جیگر هستی جیگرتر میشی نمیخوام مردم ببیننت . میخوام فقط مال خودم باشی . همین ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ............ میفهمیییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟
اما چی شد ؟؟؟
بگذریم .
خانوم من .
دوست ندارم دیگه راجع به این موضوع حتی یه کلمه هم بحث کنیم با هم .
دوست ندارم .
فقط یه تشکر کنم ازت .
اونم اینکه حتی با اینکه میدونی اینکارو دوست ندارم اما ظاهر و باطن یه جوری باهام . خیلی راحت میتونی قبل اینجا اومدن همه رو پاک کنی تا مثلا من خر بشم . اما نمیکنی این کارو .
ممنونم ازت به خاطر رو راست بودن همیشگیت .
مصی من .
دوست داشتم دیروز وقتی درد دارم تو پیشم باشی . که با دیدنت همه ی دردام از یادم میره . که باشی و نازت کنم و بوت کنم و ببوسمت تا همه ی درد و غصه هام برن . که بودنت کنار من ته آرامش دنیاست . اما نشد . نتونستی . امروز که شد .
خانوم ناز من .
خیلی دوست دارما .
بخدا خیلی خیلی خیلی دوست دارم .
لبای نازت و لپای شیرینت طعم بهشت میدن . جون من نذار بهشتمو ازم بگیرن . که اگه بگیرن میمیرم . باور کن میمیرم . نمیدونم اگه زبونم لال نبودی چی به سرم میومد . باورکن نمیدونم . دیروز تو بیمارستان این یاد تو بود که درد و تسکین میداد . که شیرینی یادت هر دردی و آروم میکنه . چه برسه به این فسقله درد ...
خیلی دوست دارم .
هر چقدم بگم خسته نمیشم .
هر چقدم که بگم .
جیگر ناز خودمی و این و بدون یه ثانیه بی تو باشم مردم .
شک نکن .
دوست دارم ...
...