سلام عشق من .

خوبی خانوم من ؟

چه خبر کپل ترانه ؟

خوابی آره ؟

ای تنبل ...

من و بگو از سر شب واستادم تا خیر سرم مثلا بشه ۴ اردیبهشت تا بیام و اینجا دو خط از هم پرسه ای با تو بگم . اونوقت سرکار خانوم ساعت ۹ مارو سورپرایز میکنه . میگه من خوابم میاد . برم بخوابم ؟؟؟

ای نترکی از خواب . گامبوی چافالوی من . جیگر ناز خوشگلت و بخورم من ن ن ن ن ن ن ن 

بگذریم .

شد ۴ اردیبهشت . دومین سالیه که با تولدت من کنار توام . کنار تو و دستای گرمت . کنار تو و نگاه مهربونت . کنار تو و عشق پاکت . کنار تو و جادوی چشمات. کنار تو و جاودانگی حرفات . کنار تو و .........

مصی من .

امروز گریه کردی . اشک ریختی . چرا آخه عروسک من . فک میکنی دیدن اشکات واسه من ساده س ؟؟؟ فک میکنی من احساس ندارم . به خدا دارم . به خدا منم گاهی خسته میشم . اما با همه ی این خستگیا و کم آوردنا بودنت و حالا هر جوری که باشه حتی هزارون بار بدتر از اینروزایی که همینارو هم به چشمام میکشم حتی حاضر نیستم یه ثانیه نبودت و تصور کنم . وقتی به نبودنت فک میکنم رعشه میگیرم . ترس از مرگ اینقد تو وجودم هول و ولا نمیندازه که ترس از بی تو بودن میندازه . به خدا همین بودنتو با دنیا دنیا عوض نمیکنم .

پس خواهش میکنم جای اینکه به بدیای قصه فک کنی به نبودنم فک کن . اونوقت تموم این لحظه ها واسه ت قابل تحمل میشه . میدونم سخته برات . میفهمم وقتایی که تو چشام زل میزنی به چی فک میکنی . میدونم دوس داری یه ثانیه جای اون باشی . ولی بخدا سالی یه بار با خنده دیدن هم و ترجیح میدم به یک عمر با هم و غمناک بودن . خدا رو شکر میکنم . توهم شکر کن . بیشتر از همیشه ...

خانوم من .

امروز هیچ نیتی نداشتم . راستش حسشم نداشتم . اما اونقدر تشنه شدم که اگه ... میمردم . اونقدر تن داغ و پر حرارتت بهم انرژی داد که تشنه و تشنه تر شدم . و اونقدر با تو بودن برام شیرین و شیرینتر شد که تا به خودم اومدم و گفتی که میخوای بری عذا گرفتم .

مصی من .

وقتی نگات میکنم و تو چشمات زل میزنم و تو اونقدر ناز از خجالت روت و اونور میکنی انگار که مالک دنیام . اونقدر حس تو رو داشتن شیرینه که گاهی بخدا دلم نمیاد حتی واسه به ثانیه بذارم تنهایی بری جایی . دوس دارم هر لحظه مو با تو و کنار تو سر کنم . رویای با تو بودن اونقدر پاک و شیرین هست که اولین اولویت حرفام با خدا داشتن تو باشه . تورو که دارم دیگه هیچی کم ندارم . یه بار دیگه دلم واسه آغوش داغت لک زده . که باشی و منم سرم و بذارم روی زانوهات . آخ که چه کیفی داره تماشا کردنت . الانم مث همیشه دارم این لحظه رو تصور میکنم که میای تو بغلم . با تموم احساسم موهای لخت و سیاه و خوش عطرتو نوازش مینم و میبوسم و میبویم . نگاه میکنم به چشمای قهوه ای روشنت و تو خیالم باهات حرف میزنم مثل همیشه. اون ل ب ا ی خوشگلتو میذارم روی ل ب ا ی سرد یخ زده ام تا جرعه جرعه نفسهاتو سر بکشن و جون بگیرن کنار تن داغت . خانوم ناز من . دلم میخواد الان اینجا باشی . کنار این لحظه های خیس و این شب خیس که از یاد تو ... کاش بودی تا دستای مهربونت اشک و از روی گونه های یخ بسته م خشک کنه . عروسک من . نمیخوام ناشکری کنم و خدا همینم که برام قد تموم دنیا میارزه رو ازم بگیره . میدونم . میدونم که برا تو خیلی خیلی سخته تحمل این روزا و این اتفاقات . که اگه نبود باز امروز بی هیچی گریه نمیکردی .

ببخش ...


خانوم گل من .


بی تو مث یه پاییز بی برگم . باش تا بهاری باشم .

خوشگلک من .

وقتی یادم میفته اون پلک زدنات یاد ماه میفتم که اگه اونم مث من اون لحظه ی با شکوه و ببینه شک ندارم میره پشت ابر از خجالت قایم میشه . آخه اون چشما به ماه هم طعنه میزنه . آخ که ناز خاتون خود منی . امروزم مل خیلی از روزا تا آخرین درجه بهم چسبید . ولی شاید یه نمه همچین بگی نگی بیشتر از بقیه روزا . آخه وقتی قبلش تصمیمی نداشتم و یهویی اینقد تشنه شدم واسه م یه دنیای دیگه بود . اینروزا رو که میبینم خیالم از خودم راحت میشه . که تا همیشه برام عطر خوش روز اولت و داری . که امروز هرچی بیشتر بوت میکردم کمتر سیر میشدم . حواست بود فقط چقدر بوت کردم ؟؟؟

عطر تن تو رو با هیچی تو دنیا عوض نمیکنم . یه لحظه نگاه تو رو با حتی یک عمر همنشینی با خورشید عوض نمیکنم . عشق منی مصی ناز من .

دوستت دارم تا قیام قیامت ...

تولدت مبارک عشق من ...