اگه فراموشم کنی _ ترک آغوشم کنی ... میمیرم ...

سلام خانوم خوشگل من .

خوبی غزلبانو ؟

خوابیدی ؟

یحتمل خوابی که جواب منو ندادی . یه احتمال کوچیک هم هست که زبونم لال خدای نکرده حالت بدتر شده باشه . بهت گفتم اگه حالت بد شد بهم بگی . خدا کنه که قبل از بدتر شدن حال و اوضاع خوابت برده باشه . تا ۷ ـ ۸ ساعت دیگه معلوم میشه چی شده و کجا شده . اگه خدای نکرده حالت بد شده باشه و بهم نگفته باشی من میدونم و تو . صبح اولین کاری که میکنی بعد از خودند اینجا به من خبر میدی . فهمیدی ؟؟؟؟؟؟ منتظرما ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا  . . .

خب . چه خبرا خانوم ؟

دیروز بد گذشت . خیلی خیلی خیلی بد . میدونم . مثل همه ی اتفاقهای تلخ گذشته بین من و تو . که نه تو میخواستی و نه من . ولی میشه . اتفاق میفته . هم تو داغون میشی و هم من . نمیدونم چرا نمیتونیم جلوی این اتفاقات مزخرف و بگیریم . نمیدونم . یعنی زور من و تو به این اتفاقات نمیرسه ؟؟؟ پس این همه عشق و دوست داشتن اونموقع ها کجا میره؟ تو میدونی ؟

مصی من .

امیدوارم . امیدوارم که اینبار نه مثل دفعات قبل بتونیم اوضاع و کنترل کنیم . نمیدونی دیروز چقدر بد گذشت . بعدش توی اون اتفاق بعدی که بهت گفتم بحث و جدل کردم شاید ۹۰٪ اون دعواها به خاطر جریانات بین من و تو بود . نمیخواستم تاثیر بذاره . ولی گذاشته بود . شانس منه دیگه . دو روز قبلش قول داده بودی . که نذاری هیچ وقت ناراحت بشم . حالا ناراحت میشم . به درک . لااقل از دلم دربیار که . یه بار صدام میکنی . اگه جواب دادم که دادم . اگه ندادم دفعه دومی وجود نداره . نمیدونم برای چی اینکارو میکنی . شاید به خیالت داری منو راحت میذاری توی تصمیم گیری . اما چه فایده ای داره  ؟ به خدا اگه ۱٪ بدونی چه عذابی کشیدم دیروز . اگه بدونی چه فشاری رو تحمل کردم دیروز . از هر لحاظ که بگی . وقتی میبینی اینقدر راحت میتونی روم تاثیر بذاری . وقتی میبینی خیلی راحت میتونی از این رو به اون رو کنی منو چرا وقتی ناراحتم از دستت اینکارو نمیکنی . چرا هیچ تلاشی نمیکنی ؟ به خدا میدونم تو خیالت مراعات منو میکنی . فکر میکنی اینکارت برام بهتره . ولی به خدا فقط عذاب منو بیشتر میکنه . مصی من . تلاشتو کن . نذار دیگه اینطوری بشه . به خاطر من . منم سعی میکنم . قول میدم .

اما امروز ...

باور کن اگه امروز با ماشین میومدم تلف میشدم . عذاب میکشیدم . ولی دیروز خیلی به احساسم توهین شده بود . میدونم از قصد اینکارو نکردی . ولی شده بود . کاری به مقصرش ندارم . اصلا فکر کن خودم مقصر اصلی بودم . دلم نیومد با ماشین بیام . یاد چشمات که افتادم . یاد نگاهت که افتادم دلم لرزید . اون نگاهی که من دوست دارم و تو همه ش ادا در میاری. اون و میگم .مصی . به خدا اگه اون لحظه تنهات گذاشتم هیچ نیتی نداشتم . شک نکن دیگه هیچ وقت اون اتفاق نمیفته . هیچ وقت تنهات نمیذارم . تو هیچ حال و هوایی . چه برسه به بغض خوشگلت . به خدا بی هیچ دلیلی بود . قول دادم بهت . پاش هم وایمیستم . به هرقیمتی که شده . ببخشید به خاطر دیروز . این عذر خواهی به خاطر جاهایی بود که احساس کردی من مقصرم . نمیخوام هیچ وقت اون چشمای خوشگل قهوای روشنت و غمناک ببینم . مصی من . نازنین من . نگاتو هیچ وقت از من برنگردون . که میمیرم اگه نگات و ازم بدزدی . که اگه نگام نکنی . که اگه توی هر افق نگات هیچ طلوعی از من نباشه . میمیرم عشق من . میمیرم ...

امروز هم خوب بود هم بد . خوبش اونقدر زیاد بود که قسمت بدش هیچ جای اون خوبی رو نگیره . آخ که نمیدونی چه کیفی داره با تو بودن . نمیدونی چه کیفی داره صورت ماهتو بوسیدن . نمیدونی چه لذتی داره لبای جیگرتو گاز بگیرم . مصی من . عشق من . نمیدونی وقتی امروز به اوج رسیدی انگار دنیا مال من بود . خودمو خوشبخت ترین مرد زمین میدیدم . چون با تو در اوج بودم . و هیچ لذتی بالاتر از باتو بودن و با تو در اوج بودن برای من نیست . باور کن نیست . هم دوست داشتم داد بزنی . دوست داشتم صدای دادتو همه ی دنیا بشنون . که بگی من و تو داریم میریم بالا . جایی که هیشکی غیر ما اونجا جا نداره . جایی که هیشکی رو غیر خودمون اونجا جا نمیدیم . جایی که فقط باید من باشم و تو . فقط خودم و فقط خودت . اما نمیشد . نمیشد . مجبور بودم بر خلاف میل باطنیم جلوی فوران احساس خوشگلتو بگیرم . امروز خیلی خوب بود . همیشه کنار تو بودن خوبه . همیشه با تو بودن خوبه . همیشه همین که تو باشی خوبه . چه برسه با تو برم بالا . تا اوج ابرا . کنار خورشید . داغ بشم . داغ داغ داغ . از گرمای این احساس بدنم خیس خیس شه . آخ که چه لذتی داره . خدایا شکرت ت ت ت ت ت ت ت ت ت...

ببخش اگه اذیت شدی . هم دیروز هم امروز . امروز با حرافم . دیروز با کارام . دوست داشتن زیادی دیگه . مثل آدم که نمیتونم دوست داشته باشم . خودت منو ببخش نازنین بانوی من . عشق آخر منی ...

مصی من ...

دوستت دارم .

دوستت دارم . .

دوستت دارم . . .

.

.

.

.

.

----------------------------------------------------

سلام یاسمین عزیز.

خوبید؟

کاری جز تشکر از ابراز احساسات پاکت و دعای خیری که اول پشت سر مصی و بعد این احساس پاک کردی از من بر نمیاد .

باور کن گاهی حضورت و نوشته هات و نظراتت قوت قلب میشه برای نوشتن.

ممنون برای همه چی.

مصی هم سلام داره.

شاد باشی...

این منم _ یه عاشق ...

سلام غزل خاتون من .

اصل حالت چطوره ؟؟؟

خوبی ؟ یا خوابی ؟

هم خوبی هم خوابی ؟ خدا رو شکر . خواب بودن و که شک ندارم خوابی . ولی خوب بودنتو نمیتونم حدس بزنم داری چه خوابی میبینی که بگم خوبی یا نه . امیدوارم که خوابای خوب خوب ببینی تا حتی توی خواب هم خوب باشی .

چی شد حرفام ؟؟!!

خوب چه خبرا ؟

خوش میگذره بی من ؟ میدونم که احتمالا این و شنبه میخونی . وقتی رفتی محل کارت . احتمال زیاد . شایدم فردا رفتی ها . کارت که حساب کتاب نداره خیلی . به هر حال . چه فرقی میکنه . مهم اینه که الان نزدیک ۵ صبحه و من هنوز نخوابیدم . فکر نکنی یه وقت دیروقت از ... برگشتیم . نه عزیزم . ۱۲.۵ رسیدیم اینجا . خوابم نبرد . هنوز هوای تو توی سرمه . دیروز خوش گذشت ؟ چسبید سورپرایزم ؟ ای جان ............باور کن هر قدرم سخت بود اومدنم و هر قدرم که کار داشتم بازم می ارزید . می ارزید به اون جیغ خوشگل و نازی که کشیدی . صداش و شنیدم . یه برق خوشگلی داشت چشمات . کیف میکردم . خیلی حال داد . میدونستم خوشحال میشی . اما دروغ چرا . فکر نمیکردم تا اینقدر . یادته . نصفه راهو اومده بودیم . تو هنوز تو فکر گاز گرفتن بودی تا هیجانتو خالی کنی . طفلکی . آخر سرم نتونستی گاز بگیری . خوب عیبی نداره . به جاش من هر کاری دلم خواست کردم .

مصی من .

ممنونم ازت .

از این که هستی .

اونجور که باید باشی .

خیلی بیشتر از اونی که باید باشی هستی .

ممنونم ازت .

ناز منی .

دیروز . امروز ظهر . امروز غروب و امشب سر شب . یادته چی گفتم . اولین شب ...... این و باید یادت بمونه ها . فهمیدی . خیلی مهمه .( چشمک ) نمیدونی چه آرامشی میدن چشمات به این نگاه تب زده . نمیدونی چه گرمایی میدن دستات به این دستای یخ زده . نمیدونی چه هوایی میده آغوشت به این آغوش خالی از نفس . نمیدونی چی هستی برام . نمیدونی کی هستی برام . دنیا دنیا امنیت و کنارت حس میکنم . یه جای امنی واسه دلواپسیهام . روی سینه هات دلتنگیام فراموشم میشن . آخ که اگه بدونی چقدر دوستت دارم . به خودت حسودیت میشه . دیروز تا وقتی رسیدیم اینجا تو نگات یه حس عجیبی بود . تو چشمات یه برق غریبی بود . خوشحال شدم از این همه خوشحالیت . وقتی کنارمی هیچ غصه ای نمیتونه خوشیمو از بین ببره . منی که تا یاد مشکلاتم میفتم زانوهام سست میشه . اما وقتی تو کنارمی وقتی واسه درد ندارم . مرهمی واسه م . مرهم همه زخمام . مرهم همه دردام .

خیلی خوب بود دیروز . خیلی خوب بود . وقتی رفتی دلم پشت سرت رفت . دیشب . امروز ظهر . امشب . وقتی نیستی جات همیشه کنارم خالیه . همیشه ی همیشه . خودت و با کسی مقایسه نکن . چون من دوست ندارم . کاش بدونی وقتی نیستی حال و هوام چقدر ابری میشه . کاش بدونی . ظهر اومدی . با یه کم تاخیر . تنها بودیم . مزاحمای جدید همیشگی تو اتاق نبودن . من و تو بودیم . تنهای تنها . آخ که چه لحظاتی بود . نمیدونی چقدر دوست دارم اون ثانیه ها رو . دوست دارم دنیا همونجا ترمز کنه . وایسته . دیگه نره جلو . اصلا چرخاش پنچر شه . اصلا لاستیکاش بترکه . فقط تو باشی کنارم . بسه برام . اما حیف تموم میشن . منم فقط با امید نفس میکشم . امید دوباره دیدن تو . تنها چیزی که باعث میشه رفتن و نبودنتو تحمل کنم تصویر دوباره دیدنته . تصور دوباره دیدنته . این باعث میشه ثانیه ها رو بشمرم . باعث میشه شبا خوابم نبره . تو بیداری رویات هست کنارم . میبینمت . لمست میکنم . توی رویاهام . میتونم . ولی میترسم بخوابم . میترسم بخوابم تو نیای تو خوابم . دلم برات تنگ میشه . اگه تو خواب نبینمت . توام قول نمیدی که میای تو خوابم . قول میدی میای . اگه قول میدی برم بخوابم . فقط سرکاری نباشه قولت . میدونم تا حالا قول الکی ندادی . همینجوری گفتم . یاد ظهر که میفتم یه جوری میشم . تصویر چشمای نیمه بازت قشنگترین تصویر عمرمه . اونم از نوع ظهرش . وای خدای من ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ...

مصی من .

خوش به حالم . که تو رو دارم . امروز به این فکر میکردم . که چقدر برای داشتنت عذاب کشیدم . چقدر سختی دیدم . چقدر عذاب اور بود . چقدر سخت بود . اما جدا از اینکه ارزشش و داشت من به این اصل معتقدم . چیزی که سخت به دست بیاد سخت هم از دست میره . من تو رو آسون به دست نیاوردمت که آسون از دستت بدم . تا وقتی بیرونم نکنی وبال گردن خوشگلتم . ناز منی مصی من . ناز خود خودمی .

تو که ظهر رفتی منم رفتم . باور کن اگه بتونم دوست دارم خودم هر روز ببرم و بیارمت . میدونم پررو میشی ها . (نیش باززززززز) ولی جدا از شوخی اگه بشه دوست دارم اینکارو کنم . حداقل حسنش اینه که بیشتر و بیشتر میبینمت . اما چه حیف که نمیشه . خیلی تلاش کردم بیام اونورتر . ولی هر چی زور زدم نهایتا رسیدم به ایستگاه اول . گفتی بیام جلوتر . رنگ و روت پریده بود از گ ... شرمنده که بهتر از اون چیزی نبود . زودتر میگفتی لااقل یه چیز بهتر میگرفتم . به هر حال بازم شرمنده . نمیدونستم میای دوباره سمت اونجا . دلم میخواست بیشتر با هم باشیم . میخواستم برم (م) بعد برگردیم اینجا . ازت پرسیدم بریم (م) ؟ جواب دادی بریم چیکار ؟ منم فیس کردم و پیچیدم سمت خودمون . گفتم حتما دوست نداری بریم دیگه . گفتم شاید دلت واسه مامانت تنگ شده . وسطای راه گفتی میتونی بیای (ش) ؟ اینو که شنیدم از شدت فیسم کاسته شد . اندکی لبخند روی لبان ملیحم نقش بست . رفتم و اونجا رو ردیف کردم تا عشقم بیاد . وای که اگه از ۲۴ ساعت شبانه روز ۲۵ ساعتش پیشم باشی بازم وقت کم میارم . اینقدر که برام عزیزی . اینقدر که دوستت دارم . مصی من .

دوستت دارم .

با همه ی وجودم . الان که دارم اینو میگم یه تصویر ضبط شده از صورت ماهت توی ذهنم حک شده . دارم با اون حرف میزنم . هر چند لحظه هم دزدکی یه حرکتی میزنم تو ذهنم . آخ که چقدر شیرینن اون لبای عسلی . مصی من . عشق منی .

مهربون خودمی .

مال خودمی .

حتی خیالتو با هیچی تو دنیا عوض نمیکنم . بمون کنارم . کاش بشه تا همیشه . میدونم خودخواهیه . ببخش . تا هر وقت که خدا خواست . دوستت دارم نازنین شبای تنهایی من . خیالت تنها رفیق شبهای منه . مواظبشم . خیالت راحت راحت ...

خوب بخوابی ...

دوستت دارم ...................

دوستت دارم ...

سلام .

نیمه شبت بخیر .

میدونم از خستگی داری الان پادشاه هفتم و خواب میبینی . کاش لااقل یه شب بشه که تو بخوابی و منم تماشات کنم .  آخ که همون تماشات واسه من یه دنیا می ارزه .

مصی .

امیدوارم تو این چند ماه دارو ها اثر کرده باشه تا منم بعد از مدتها یه لبخند خوشگل و البته از ته دلت رو روی لبای خوشگلت ببینم . ان شا ا... که همه چی درست میشه ...

نمیدونم چرا امروز اینطوری شد . مثل همه ندونسته های گذشته . مثل دفعات قبل . دیشب که رفتی دلم گرفت . بهتم گفتم . بخدا نمیدونی چقدر دیر گذشته برام . اگه خنده ت نگیره و قابل باور باشه برات انگار یک سال گذشته برام . خیلی سخت بود . از هر لحاظی که فکر کنی . نبودنت . این که هوات توی این شهر نیست . این که دیگه نمیتونم از سر کوچه تون بوت کنم . اینکه میدونستم کیلومترها فاصله داری . اینکه خودت غمناک بودی . همه و همه باعث شده بود دلم بگیره . تا صبح خدا میدونه چند بار بیدار شدم و گوشیمو نگاه کردم . که ببینم اس ام اس دادی که رسیدی یا نه . اما خبری نبود که نبود . گفته بودی نوبت دکتر ساعت ۷ صبحه . گفتم کارت تموم شه خودت اس ام اس میدی . اما هر چی واستادم کمتر نصیبم شد . شاکی شدم از دستت . اس ام اس دادی بالاخره . چیز خاصی نبود . حدس میزدم نگران باشی و حالت مساعد نباشه . واسه همین ترجیح دادم تا حالت بهتر نشه مزاحمت نشم . یهو گفتی (ح) اس ام اس داده . گفتم بعدا در موردش حرف میزنیم . نمیخواستم تو اون حال از مزخرفات اون چیزی بشنوم و البته توام با یادآوریش اذیت شی . یهو یه چیزی گفتی که انگار برق ۳ فاز منو گرفت . گفتی کار بدی کردی . بهش جواب دادی ...

شوکه شدم . باور کن رفتم تو شوک . با خودم گفتم شاید اشتباهی گفتی . یا چمیدونم واسه دلخوش کردن خودم هر حدسی رو زدم الا همون حرف خودت . اما دیدم نه . جدی جدی جوابش و دادی . اونم با اینکه چندین و چند بار بهت گفته بودم . که دوست ندارم . که نمیخوام جوابش و بدی . چه با اس ام اس و چه با تلفن . اون خیلی پررو تر از این حرفاست . ولی توقع من از تو . اون چی ؟؟؟

اصلا فکرشو نمیکردم . همه ش با خودم کلنجار میرفتم از ظهر . که چرا ؟؟؟ مگه من غیر از این یه مورد چه خواهشی ازت کرده بودم ؟ مگه تا حالا چیز دیگه ایم ازت خواسته بودم ؟ اونوقت تو همین یه مورد و زیر پا گذاشتی ...

مصی .

دلم بد گرفته  .

بد رقم ...

سرغروبی که زنگ زدی و گفتم که (ی) باهامه . نمیتونستم تصمیم بگیرم . نمیدونستم چی باید بگم . باور کن نمیدونستم . امیدوارم هیچ وقت مشابه این حس هم نیاد سراغت . خیلی بد بود . خیلی. گفتی سرد حرف زدم . خودتم خیلی گرم نبودی . اونوقت چطوری توقع داشتی بیام و گرم و داغ باشم ؟ میشد ؟ واقعا میشد ؟

ناراحت شدی . بغض کردی . گفتی دعا کنم هیچ وقت نرسی اینجا . باز بدترش کردی . بجای از دل درآوردن چیکار میکنی ؟ بدترش میکنی . خوب چیکار کنم من ؟ زدی داغونم کردی . باز به جای بهتر کردن اوضاع بدترش میکنی .

بخدا چیزی از غرور نمونده بود . و الا گفتم . بازم من عذر خواهی میکردم . بازم من از دلت در میاوردم .

چندتایی اس ام اس رد و بدل شد . اوضاع یکم بهتر شد . رسیدی زنگ زدی . گفتی رسیدین آروم شدم . به روت نیاوردم . ولی داشتم از خوشحالی بال در میاوردم . نمیدونی چه حسی داشت . که میدونستم اینجایی . به دستی هر جای شهر که کار داشتم تو اون یکی دو ساعت از سر کوچه تون رد میشدم . گفتم شاید وقت اومدن ببینمت . نگفتم به خودت تا پررو نشی . اما نشد . ندیدمت . واسه خاطر همین تا گفتی خونه ای بوق زدم . اما نشنیدی . اینم شانس منه دیگه . کاریش نمیشه کرد . گفتی چی گفته . خیلی متوجه نشدم . داستان درخت و برگ بوده ظاهرا . من هیچی نپرسیدم . چون نیازی نبود . چون میشناسمت . اگه ناراحت شدم به خاطر خود اس ام اس نبود . به خاطر اینکه بهت گفته بودم . که جوابشو نده . ولی تو گوش نکردی . فقط و فقط به خاطر این ناراحت شدم . نه یه اس ام اس .

مصی من .

به خداوندی خدا به تو از چشمام بیشتر اطمینان دارم . شاید چشمام دست از پا خطا کنن . ولی تو رو شک ندارم که نمیکنی . سخته . ولی باور کن . اونوقت توی بی معرفت . چی جواب این اطمینان و دادی ؟ یادته ؟ جیگرم آتیش میگره به خدا . تا اون لحظه دلم میسوخت به حال خودم . ولی اونموقع جزغاله شد . چقدر بی معرفت اخه ؟؟؟ میگی چرا نپرسیدی ؟ چون (ح) فردا میاد و ازش میپرسی ؟ واقعا اینطور فکر میکنی؟؟؟ کاش اینقدر دوستت نداشتم . کاش ... اونوقت میدیدی چطور از حق این احساس بدبخت دلم دفاع میکردم . تا هر انگی که دلت میخواد بهش نزنی . خیلی بی معرفتی . خیلی . به قرآن محمد به تنها چیزی که فکر نکرده بودم این بود که از (ح) بپرسم .

دلم میسوزه واسه خودم .

دلم میسوزه .

عاشقانه دوستت دارم .

عاشقانه دوستت دارم .

اون نگاه مهربون و ناز  میپرستم .

مصی من .

نامهربون نباش با من .

نباش .

کاش بفهمی کجای قلبم ایستادی . کاش بشه بفهمی .

کاش مصی من .

کاش ...

دوستت دارم ...

 

از فاصله دورم کن...

سلام بانو .

احوال شریف ؟

اوضاع ؟

خوابی یا بیدار ؟

متفاوت احوالپرسی کردم . نه ؟؟؟ میخواستم بوی تکرار توی ریه های خوش آب و هوات لونه نکنه .

اوضاع منم بد نیست . شکر خدا . هر چند از شکر گذاری فقط همین گفتنش و بلدم . ولی دلم به همین هم خوشه . خدا همین و نگیره ازم . چه خبرا ناز بانو ؟ بازم گریه کردی ؟ بعد از حرف زدن با من . میدونم کردی . و حتی یادم هست که قول دادی گریه نکنی . از خونه همسایه که برگشتی یادته . حرف زدیم . جلو خونه ب . ب ... داشتم باهات حرف میزدم . یهو بغض خوشگل و کوچیکت ترکید . اشک ریختی . گریه کردی . فدای اون چشمای مهربونت بشم من . چرا آخه ؟ گفتی دلت واسم تنگ شده . میدونم تنگ شده . ولی توام قبول کن اونقدری نبود که بخوای گریه کنی . مگه نه ؟؟؟ ای ناقلا .......

مصی من .

شجاع باش . امید داشته باش . به خدا توکل کن . خیالت راحت باشه . من مثل کوه کنارتم . خواستی پشت سرت وامیستم . خواستی میام کنارت . اگه خواستی بدو بدو میکنم توام بدویی دنبالم شاید یه نمه از کپل بودن در اومدی (چشمک ) ...

مصی خوشگل من .

دوست ندارم وقتی هستم غمناک ببینمت . حق داری . به خدا حق داری . ولی پس من چی ؟؟؟ نقش برگ چغندر و دارم . مگه نگفتی شدم انگیزه ت واسه خوب شدن . پس چرا داروهاتو نمیخوری خانوم ؟؟؟ میگی همه ش ۵ - ۶ تاش مونده . خوب عزیز من دکتر اونا رو داده که استفاده کنی . مصی من . به خدا توکل کن . به من تکیه کن . همه چی درست میشه . شده باشه هر کاری کنم تا خوب شی میکنم . به خدا جدی میگم . میدونم از من هیچی توقع نداری . ولی خودم از خودم دارم . میخوام تا وقتی که کنارتم خیالت راحت باشه . مگه یادت نیست خیالم راحته وقتی که هستی . خوب خیال توام راحت باشه وقتی که هستم . غصه نخوریا . باشه خانومم . استرس و دلشوره مال کسیه که خدا رو نمیشناسه . مال اونیه که تنهاست . تو که نه تنهایی و نه خدا نشناس . به خدا خیلی دوستت داره . نمونه ش اینکه منو گذاشته سر راهت (نیشخند ) البته اگه واقع بین باشی این میشه از خدا دور بودن و تنبیه شدن (بازم نیشخند) جدا از شوخی . بازم میگم . فقط به خودش توکل کن . حرفیه که همیشه به من میگی . منم آروم میشم . مصی . کنارتم . تا ته خط . من و تو حالا حالاها کار داریم . میدونی چقدر کار داریم که باید انجام بدیم . کمترین کار اینه که امید به خدا باید خوب خوب شی تا چند سال بعد یه روز بری پیش همکارات و از دست من شکایت کنی . بگی بهشون مگه نمیگفتین مردا زود سیر میشن و تا به چیزی که میخوان برسن همه چیز و فراموش میکنن . بهشون بگی که پس چرا این پسره (من) دست از سر من (تو) برنمیداره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهشون بگی همشون برن گم ش ....... دروغگوهای ...(شرمنده)

مصی من .

بعضی وقتا بعضی حرفات باعث میشه دلم بگیره . دست خودم نیست . حق داری نگران باشی . ولی حق نداری این همه عشق و احساس و نادیده بگیری . به نظرت میاد یه روز که این همه دوست داشتن کمرنگ شه ؟ میاد اون روز که من از تماشات سیر بشم ؟؟؟ فکر میکنی اگه دنبال این چیزا بودم میومدم از ساعت ۱۲ شب تا هنوز نمیدونم چند بیام و از احساس حرف بزنم . به نظرت باید زنگ میزدی و میپرسیدی ؟؟؟ خودت بگو . مثلا من باید چی جواب میدادم . خیلی خاطرت عزیزه که از یه طرف حق دادم نگران باشی . اما نخواه که دلم نگیره . نخواه که بغض نکنم . مگه من غیر از عشق کار دیگه ای برات انجام دادم . درسته کمترین بود . ولی دار و ندارم همینه . عشق به تو ... با همه ی وسعت وجودم . با همه ی نفسهای بریده بریده ام . فقط میتونم بگم دوستت دارم عشق من . این تویی که میتونی ببینی قد این عشق و ! تویی که میتونی اندازه بگیری ته این احساس و ! تو بهتر از من میتونی بگی ...

مصی نازنین من .

یادت باشه امروز بستنی رو ندادیا . خسیس ! خیلی دلم میخواد یه روز این کاراتو تلافی کنم . ولی حیف نمیتونم . به خدا نمیتونم . نمیگم خیلی آدم دلرحمی ام . ولی به خدا بیرحم نیستم . اونم در برابر فرشته ای مثل تو . خوب بی معرفت . اگه ظهر میگفتی میتونی بیای . چی میشد ؟ هان ؟؟؟ اولا که نبود . دوما . اگرم بود جرات نمیکرد حرفی بزنه . اینا همه شون از صدقه سر من دار اونجا میرن و میان . خیلی حرف بزنن میگم جل و پلاسشون و جمع کنن و بزنن به چاک . خدای نکرده رییسی گفتن ... وقتی غروب میگی میتونستی بیای انگار خنجر و مستقیم تو قلب من فرو میکنی . تو بگو . نهایتش اگه کار واجب داشته باشم میگم نمیتونم بیام . میدونم که درک میکنی . اما وقتی اونجوری میگی . حتما گاهی دوست نداری ببینیم دیگه . و الا تو حالت عادی هزار بار بهت گفتم که بگو . اما نمیگی که نمیگی . من میمونم و حوضم . آخه بی معرفت من . تو که میدونی من به خاطر یه لحظه دیدنت دست به هر خطری میزنم . یادت رفته ؟ یا هنوز باورت نشه ؟؟؟ مصی . یه بار دیگه ام قول داده بودی تکرار نکنی . اما تکرار کردی . امیدوارم بار آخری باشه که میتونی بیای پیش من و هیچی به من نمیگی . امیدوارم ...

خانوم من .

مراقب نفس من باش . باشه ؟ باورت بشه که اگه یه لحظه بی تو باشم نمیدونم باید چیکار کنم . گریه کنم ؟ نکنم ؟ اینوری برم ؟ اونوری برم ؟ بغض کنم ؟ نکنم ؟ نفس بکشم ؟ نکشم ؟ برای یه لحظه بی تو بودن هیچ حادثه ای رو متصور نیستم . چون احساسم میگه که :

م

ی

م

ی

ر

م . . .

باور کن ...

مردن فقط نفس نکشیدن و افقی شدن نیست . همین که عشقی تو وجودت نباشه یعنی مردی . همین که اونی که عاشقانه دوستش داشتی پیشت نباشه از صدتا مردن و افقی شدن بدتره . همین که نفست نباشه که نتونه به یادت باشه از هزار بار مرگ بدتره . مصی من . باش کنارم . بمون . بمون نازنین لحظه های سرخابی من . بمون با من که بی تو نمیرسم به فردا .

امیدوارم بری و زود زود زود برگردی و بگی که خوب خوب شدی تا منم این سگرمه های در هم رفته مو به یمن تو و شاد بودن تو از هم باز کنم . نازنین من ...

دوستت دارم .

دوستت دارم . .

دوستت دارم . . .

 

...

سلام .

دلم گرفته .

شدید .

بیشتر از هر چی که بتونی تصورش و کنی .

نمیدونم اینروزا چرا داره اینطوری میشه ؟ نمیدونم . مسلم اینه که نه تو میخوای اوضاع اینجوری باشه و نه من . اما نمیدونم چرا اینجوری میشه . دلم گرفته . اونقدر که ...

مصی .

وجود من . حضور من اذیتت میکنه ؟؟؟ جان من ؟؟!! جان عزیز ترین آدم زندگیت ؟؟!! چرا اینطوری میکنی باهام ؟؟؟ مگه گناه من چیه ؟؟؟ مگه چیکار باید میکردم و نکردم ؟ مگه چیکاری از دستم برمیومده و برات انجام ندادم ؟؟؟ یه چیزی بگو ............... یه حرفی بزن .............................................

دیروز بحث کردم . مثل گذشته . شدید شدید . قرار بود دو جا بریم . بهت گفته بودم . اما همون یه جا موندیم . علت داشت . اما اونقدر عذاب آور بود و هست علتش که نمیخوام با یادآوریش اون حالات بهم دست بده . توام نپرس ...

تا برگشتیم و جدا شدم زنگ زدم .اعصابم کلا به هم ریخته بود . به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود . چیزی نگفتم . چون میدونم میپرسی و منم تا جواب ندم فایده ای نداره . داد بزنم که نمیتونم ...بذار باشه واسه بعد . فایده ای نداره . خودت خوب میدونی چقدر یک دنده ای . زنگ زدم . جواب دادی . گفتی نرفتی . چون حوصله نداشتی . پرسدم تنها موندی ؟ گفتی آره . دور و برت شلوغ شد . خداحافظی کردی . یکی از دوستام و  دو سه سالی بود ندیده بودم .(زنگ زدی الان ـ مثل چند روز گذشته ـ سرد و بی روح ـ بازم حس مزاحم بودن بهم دست داد ـ رفع تکلیف کردی ـ که حالم بهتره یا نه ؟ که دیشب اذیت شدم یا نه ؟ جواب دادم ـ اصلا این لحظه ها رو دوست ندارم ـ اصلا ... ) داشتم میگفتم که ندیده بودمش . (ح ) هم باهاش بود . داشتیم احوالپرسی میکردیم که زنگ زدی . دیدم همه ی حواسش به منه . قبلش به حد کافی بد حرف زده بودی باهام . که چرا لوگ گوشی رو پاک نکردم . که چرا اون متوجه شده . این چند گانگی ها برام نامهفومه . یه بار میگی به درک بذار بفهمه . یه بار اینطوری . یه بار میگی مهم نیست . یه بار اونقدر مهم میشه که بامن اونطوری حرف میزنی . نمیفهمم . جواب ندادم . بازم زنگ زدی . مثل عدت گذشته ت . رد زدم . اس ام اس دادم . بعدا زنگ میزنم . ولی چی جواب دادی . که میخواستی قبل از خواب صدامو بشنوی که نشد . حالم بد بود . خیلی بد . گلاب به روت حالت تهوع شدید . با بچه ها خداحافظی کردم . اس ام اس دادم . جواب ندادی . یادم نیست زنگ زدم یا نه . حالم داشت بد و بدتر میشد . ظهرش اونقدر عصبی شده بودم که هیچی نتونسته بودم بخورم . صبح هم که هیچی هیچی . از صبح تا اونموقع هیچی نخورده بودم . نمیتونستم بخورم . کپسول صبح و که نخورم اذیت میشم . اما نه اونطوری . دکتر گفته بود که ۹۹٪ ریشه ی عصبی داره مشکل معده م . دیدم جواب نمیدی گفتم یه دور بزنم شاید زنگ زدی یا جواب دادی بعدش برم خونه . داشتم واسه خودم میچرخیدم . فکر میکردم .جواب ندادی . گفتم خوب بخوابی .چند دقیقه بعدش یهو چشام سیاهی رفت . چشات روز بد نبینه ... رفتم تا بیمارستان (م ) با هزار بدبختی رسیدم داخل دیگه نفهمیدم . فقط خون بود و خون . شانس آوردم یکی از آشناها اونجا منو میبینه و زنگ میزنه به ...

تا میان و میبینن ...

تا وقتی یه کم حالم بهتر شد . میخواستم نگهم دارن . آزمایش گرفته بودن . گفتن تا صبح باید باشم دکتر بیاد ببینه و تشخیص بده یا بستری شم یا برم . منم حوصله ی خودمو نداشتم . چه برسه به اونا . گیر دادم و گفتم باید برم . با مسئولیت خودم مرخص شدم . رسیدم خونه و دور و برم که خلوت شد گوشیامو نگاه کردم . دیدم تا دلت بخواد خجالتم دادی . مختصر نوشتم چی شده .جواب ندادی . اثر مسکن ها داشت از بین میرفت . از درد داشتم به خودم میپیچیدم . همه خواب بودن . داشتم میمردم . اما خواب بودی . رفتم تو حیاط . تا ساعت ۵ ـ ۴ قدم میزدم و به خودم میپیچیدم . یه کم آروم شد رفتم تو خونه . نفهمیدم کی خوابم برد . هر چند دقیقه به چند دقیقه بیدار میشدم و گوشی رو نگاه میکردم . هیچ اثری ازت نبود . هیچی هیچی . دلم میگرفت ...

نمیدونم چی باید بگم .

نمیدونم باید چیکار کنم تا این حالات بره . نمیدونم چیکار باید کنم تا همه چی مثل قبل بشه .

اینا همه وقتی میشه که تو بخوای . نمیدونم هنوز حست نسبت به من چیه . نمیدونم هنوز ...

نمیدونم .

مصی...

خسته نیستم از اینکه بگم دوستت دارم . از این خسته نیستم که بخوام بازم بهت ثابت کنم چقدر عزیزی و چقدر دوستت دارم . از این خسته نیستم که برای هر ناراحتی و دلنگرانیت دلداریت بدم . از تو خسته نیستم .

مصی .

اومدم که بگم هنوز هستم . کنارت . ولی نمیدونم . هنوز میخوای باشم یا نه ؟؟؟ نمیدونم میدونی یا نه که اگه یک هزارم هم جوابت نه باشه دیگه هیچی ازم نمیمونه...خودم میدونم نمیمونه . ولی نمیخوام با بودنم اذیتت کنم . نمیخوام وقتی بفهمم نباید باشم که دیگه دیر شده . یه بار میبریم به اوج بعد از او بالا ول میکنی و چشماتو میبندی . نمیبینی با سر دارم میام پایین . میگی بگم خوب میشی . اما هیچ کدوم از حرفام هیچ تغییری تو وجودت ایجاد نمیکنه . میگی انگیزه شدم واسه ت . اما هیچ انگیزه ای نمیبینم .

مصی .

به خدا دارم داغون میشم .

به تمام مقدسات...

این شک داره مثل خوره همه ی وجودمو میخوره ...

مصی .

امیدوارم این و باور کرده باشی .

که دوستت دارم .

دوستت دارم .

دوستت دارم...

 

 

دلتنگم مثل ماهی توی تنگ بلوری...

سلام نفس من .

خوبی ؟

تازه رسیدم .

یکی دو ساعت بیشتر نیست .

قراره صبح ببینمت .

دارم لحظه شماری میکنم واسه یه لحظه دیدنت .

لحظه به لحظه ی انتظار چقدر سخت ولی شیرین و دلچسبه .

دوستت دارم عشق من .

دوستت دارم ...