دوستت دارم ...
نیمه شبت بخیر .
میدونم از خستگی داری الان پادشاه هفتم و خواب میبینی . کاش لااقل یه شب بشه که تو بخوابی و منم تماشات کنم . آخ که همون تماشات واسه من یه دنیا می ارزه .
مصی .
امیدوارم تو این چند ماه دارو ها اثر کرده باشه تا منم بعد از مدتها یه لبخند خوشگل و البته از ته دلت رو روی لبای خوشگلت ببینم . ان شا ا... که همه چی درست میشه ...
نمیدونم چرا امروز اینطوری شد . مثل همه ندونسته های گذشته . مثل دفعات قبل . دیشب که رفتی دلم گرفت . بهتم گفتم . بخدا نمیدونی چقدر دیر گذشته برام . اگه خنده ت نگیره و قابل باور باشه برات انگار یک سال گذشته برام . خیلی سخت بود . از هر لحاظی که فکر کنی . نبودنت . این که هوات توی این شهر نیست . این که دیگه نمیتونم از سر کوچه تون بوت کنم . اینکه میدونستم کیلومترها فاصله داری . اینکه خودت غمناک بودی . همه و همه باعث شده بود دلم بگیره . تا صبح خدا میدونه چند بار بیدار شدم و گوشیمو نگاه کردم . که ببینم اس ام اس دادی که رسیدی یا نه . اما خبری نبود که نبود . گفته بودی نوبت دکتر ساعت ۷ صبحه . گفتم کارت تموم شه خودت اس ام اس میدی . اما هر چی واستادم کمتر نصیبم شد . شاکی شدم از دستت . اس ام اس دادی بالاخره . چیز خاصی نبود . حدس میزدم نگران باشی و حالت مساعد نباشه . واسه همین ترجیح دادم تا حالت بهتر نشه مزاحمت نشم . یهو گفتی (ح) اس ام اس داده . گفتم بعدا در موردش حرف میزنیم . نمیخواستم تو اون حال از مزخرفات اون چیزی بشنوم و البته توام با یادآوریش اذیت شی . یهو یه چیزی گفتی که انگار برق ۳ فاز منو گرفت . گفتی کار بدی کردی . بهش جواب دادی ...
شوکه شدم . باور کن رفتم تو شوک . با خودم گفتم شاید اشتباهی گفتی . یا چمیدونم واسه دلخوش کردن خودم هر حدسی رو زدم الا همون حرف خودت . اما دیدم نه . جدی جدی جوابش و دادی . اونم با اینکه چندین و چند بار بهت گفته بودم . که دوست ندارم . که نمیخوام جوابش و بدی . چه با اس ام اس و چه با تلفن . اون خیلی پررو تر از این حرفاست . ولی توقع من از تو . اون چی ؟؟؟
اصلا فکرشو نمیکردم . همه ش با خودم کلنجار میرفتم از ظهر . که چرا ؟؟؟ مگه من غیر از این یه مورد چه خواهشی ازت کرده بودم ؟ مگه تا حالا چیز دیگه ایم ازت خواسته بودم ؟ اونوقت تو همین یه مورد و زیر پا گذاشتی ...
مصی .
دلم بد گرفته .
بد رقم ...
سرغروبی که زنگ زدی و گفتم که (ی) باهامه . نمیتونستم تصمیم بگیرم . نمیدونستم چی باید بگم . باور کن نمیدونستم . امیدوارم هیچ وقت مشابه این حس هم نیاد سراغت . خیلی بد بود . خیلی. گفتی سرد حرف زدم . خودتم خیلی گرم نبودی . اونوقت چطوری توقع داشتی بیام و گرم و داغ باشم ؟ میشد ؟ واقعا میشد ؟
ناراحت شدی . بغض کردی . گفتی دعا کنم هیچ وقت نرسی اینجا . باز بدترش کردی . بجای از دل درآوردن چیکار میکنی ؟ بدترش میکنی . خوب چیکار کنم من ؟ زدی داغونم کردی . باز به جای بهتر کردن اوضاع بدترش میکنی .
بخدا چیزی از غرور نمونده بود . و الا گفتم . بازم من عذر خواهی میکردم . بازم من از دلت در میاوردم .
چندتایی اس ام اس رد و بدل شد . اوضاع یکم بهتر شد . رسیدی زنگ زدی . گفتی رسیدین آروم شدم . به روت نیاوردم . ولی داشتم از خوشحالی بال در میاوردم . نمیدونی چه حسی داشت . که میدونستم اینجایی . به دستی هر جای شهر که کار داشتم تو اون یکی دو ساعت از سر کوچه تون رد میشدم . گفتم شاید وقت اومدن ببینمت . نگفتم به خودت تا پررو نشی . اما نشد . ندیدمت . واسه خاطر همین تا گفتی خونه ای بوق زدم . اما نشنیدی . اینم شانس منه دیگه . کاریش نمیشه کرد . گفتی چی گفته . خیلی متوجه نشدم . داستان درخت و برگ بوده ظاهرا . من هیچی نپرسیدم . چون نیازی نبود . چون میشناسمت . اگه ناراحت شدم به خاطر خود اس ام اس نبود . به خاطر اینکه بهت گفته بودم . که جوابشو نده . ولی تو گوش نکردی . فقط و فقط به خاطر این ناراحت شدم . نه یه اس ام اس .
مصی من .
به خداوندی خدا به تو از چشمام بیشتر اطمینان دارم . شاید چشمام دست از پا خطا کنن . ولی تو رو شک ندارم که نمیکنی . سخته . ولی باور کن . اونوقت توی بی معرفت . چی جواب این اطمینان و دادی ؟ یادته ؟ جیگرم آتیش میگره به خدا . تا اون لحظه دلم میسوخت به حال خودم . ولی اونموقع جزغاله شد . چقدر بی معرفت اخه ؟؟؟ میگی چرا نپرسیدی ؟ چون (ح) فردا میاد و ازش میپرسی ؟ واقعا اینطور فکر میکنی؟؟؟ کاش اینقدر دوستت نداشتم . کاش ... اونوقت میدیدی چطور از حق این احساس بدبخت دلم دفاع میکردم . تا هر انگی که دلت میخواد بهش نزنی . خیلی بی معرفتی . خیلی . به قرآن محمد به تنها چیزی که فکر نکرده بودم این بود که از (ح) بپرسم .
دلم میسوزه واسه خودم .
دلم میسوزه .
عاشقانه دوستت دارم .
عاشقانه دوستت دارم .
اون نگاه مهربون و ناز میپرستم .
مصی من .
نامهربون نباش با من .
نباش .
کاش بفهمی کجای قلبم ایستادی . کاش بشه بفهمی .
کاش مصی من .
کاش ...
دوستت دارم ...