سلام...

خوبی؟؟؟

همین الان اس ام اس دادی که شبت بخیر...خوب بخوابید!!!

این یعنی هنوز صمیمی نشدی...بخوابید!!!

البته از نظر من یعنی این...شاید از نظر تو فرق کنه

مصی

شاید دوست نداشته باشی اینطوری صدات کنم

ولی مجبورم.

باور کن

نمیدونم ناراحت شدی از حرف آخریم یا نه؟ که احتمال میدم ناراحت شده باشی. ولی حتی اگه ناراحت شده باشی بازم حرفمو زدم.

دوست دارم یه روز اون اتفاق بیفته. که یه روز نوازشت کنم . که یه روز توی آغوشم بگیرمت .

میدونم از حرفام ناراحت میشی . ولی میخوام . این همون اختلافی بود که گفتم ...

گوشی لرزید!!!

اس ام اس دادی...

تو که رفته بودی بخوابی. شب بخیر هم گفته بودی .نوشت : یه سوال بپرسم؟ میدونم ناراحت میشی

منم گفتم بپرس.

گوشیم دوباره لرزید .

الان میخونم و مینویسم .

قلبم به تپش افتاده ...

باور کن...

گفتی تا حالا ... کسی رو توی آغوشت گرفتی؟

منم گفتم آره...کسی که دوستش داشتم و فکر میکردم عاشقانه دوستم داره. ولی برعکس بود...

من مرد به جای اینکه بذارم و در برم اون گذاشت و رفت .

کم اورد توی رفاقت .

توی دوست داشتن ...

همه یه جور نیستن...

با یادآوریش اعصابم به هم ریخت

الانم جواب دادی در هر صورت درست نبود

این یعنی شروع مشکلات من و تو

که من چیزی رو میخوام که تو اصلا نمیخوای

و این ...

من دوست ندارم اصلا حد و مرز تعیین کنم . نمیگم من و تو باید تا فلان نقطه از رابطه برسیم .

من میگم رها باش . در قید و بند نباش . احساس و خفه نکن .

بذار راحت تر بگم .

به خدا من فقط و فقط دنبال یه رابطه ی خاص نیستم . که اگه بودم خودت از هر کسی اوضاع ظاهری و مالی منو میبینی . که با یک تلفن میشه چندین مورد که بیرون سر و دست میشکنن براش رو فراهم کرد

ولی من میخوام با کسی باشم که دوستش دارم . که این رابطه برای من خیلی خیلی با ارزشتر از این حرفهاست که با هر کسی و هر جایی بگذره .

میدونم .

اگه اینا رو ببینی میری و پشت سرت رو هم نمیبینی .

که کلهم با چنین اتفاقی از بیخ و بن مخالفی . که نمیخوای سایه من رو هم بالای سرت ببینی چه برسه به آغوش و نوازش و ...

میدونم ...

ولی چه میشه کرد که با این طرز فکر دهها و صدها نفر رو به خود ارضایی میارن . و هیچ کس نیست بگه که مگه تو عاشقانه کسی رو دوست نداری؟ پس چرا اینطور ؟؟؟

و کسی نیست که جوابی بده. چرا؟ چون مثلا اسلام خواسته . کاش میدونستی که همین اسلامی که همه ی کاسه و کوزه ها رو سرش میشکنی و میشکنند برای هر مشکلی یه راه حلی داره...

برای هر مشکلی یه راه حل...

صیغه  یا ازدواج موقت . اسمش اونقدر بد در رفته که شک ندارم چهار ستون بدنت لرزید با شنیدن این اسم . صیغه ؟؟؟ وای خدای من . ولی همون خدا . همون پیغمبر . همون امام همین حرامی رو که از نظر تو نباید اصلا حرفش رو زد رو حلال کرده ....

برای من . برای تو .

برای کسی که سن ازدواجش رفته بالا. و چه بسا که بعد از ازدواج تازه بدبختیاش شروع نشه...

چه مرد ـ و چه زن ... فرقی نمیکنه.

من الان باید نگران این باشم که تو از حرف من که گفتم کاش یه روز عاشقانه بتونم موهای لختت رو نوازش کنم سخت ناراحتی و این حرف رو یک فعل کاملا حرام میدونی.

و این رو اصلا توی ذهنت مرور نمیکنی که اگه من بخوام خیلی راحت میتونم لخت ترین موها رو نوازش کنم و به این فکر نمیکنی که چرا نمیکنم و این حرف رو به تو زدم .

چون اصلا به احساسی که نسبت به تو دارم فکر نکردی و فقط و فقط به حرف من فکر کردی و اتفاق مزخرفی که از نظر تو قراره بیفته.

به این فکر نکردی که من این اتفاق رو به خاطر تو میخوام نه تو رو برای اون اتفاق ...

که اگر تو نباشی منم نمیخوام هزار سال این اتفاق بیفته .

مصی ...

تو مهمی ...

نه این اتفاقها...

 دوستت دارم...

میدونم که این حرفها هیچ دردی رو دوا نمیکنه.

چون با حرفهایی که از اون بنده خدا شنیدم در مورد تو میدونم که آب توی هاون میکوبم...

خواهشم ازت اینه که منطقی فکر کن و تصمیم بگیر...

همین...

اشکام در اومد...

باور کن.

خوب بخوابی...