گوش کن...صدای تکه تکه شدن یک قلب می آید...
اومدم که بنویسم . نمیدونم چی . فقط میخوام بنویسم . از این دو روز . از اتفاقات تلخ این دو روز . شاید امروز اونقدر خوب بود که بتونم فراموش کنم تو این دو روز چی بهم گذشته . ولی مسلما به این زودیها نخواهد بود . یعنی نمیتونم ظرف امروز و فردا یادم بره که دیروز چی شده بود . نمیتونم فراموش کنم ۵ شنبه شب چه اتفاقاتی افتاد .
دستام به علامت تسلیم بالاست . یعنی قبول دارم مقصر بودم . ۱۰۰٪ مقصر بودم سر اون اتفاق . ولی هنوز که هنوزه موندم چرا اون حالات بهت دست داد . مگه چه اتفاقی قرار بود بیفته که اونقدر هم خودت و عذاب دادی و هم منو ؟؟؟ دوست دارم بدونم چی فکر کردی ؟؟؟ حتما باید اینطوری بگم ؟؟؟ بگم که شاید برای اولین بار بود برای تو . ولی خیر سرم من دفعه ی اولم نبود . دو سه سال قبل که همه چی عادی بود مثل الان اینقدر خدا تنهام نذاشته بود بارها و بارها این اتفاق افتاده بود برام . به خدا نمیخواستم بگم . ولی هنوز که هنوزه تو شوکم که چرا اینقدر خودت و من عذاب دادی ؟ قسم خوردم که به خدا هیچی نیست . قرار نیست هیچ اتفاقی بیفته . قبول نکردی که نکردی . فقط خودت اذیت کردی . برای بار ده هزارم . مصی . وقتی ببینم داری اشک میریزی اگه چاره داشته باشم میرم میمیرم اما اون لحظه رو نبینم .حالا در نظر بگیر که باعث و بانی اشک ریختن و ناراحتی تو خودم باشم . میشه نور علی نور . به خدا فقط فقط خداشاهده چقدر عذاب کشیدم . چه فکرای مزخرفی که از ذهن علیلم نیومدو رد نشد . وقتی میبینم علت ناراحتیت خودمم و هیچ کاری هم از دستم برنمیاد برای بهتر شدنت دلم میخواد برم بمیرم . حالم از خودم به هم میخوره .
مصی .
من اشتباه کردم . قبول . امروز بهت گفتم . یعنی خداییش حقم بود ؟ این همه بی محلی ؟ این همه کم محلی ؟ از هر ۵ تا اس ام اس یک دونشو هم جواب نمیدادی . اینقدر بدت میومد ازم ؟ فرداش هر چی اس ام اس دادم جواب ندادی . غروب شد . میدونی که غروب جمعه ها میمیرم . دلم گواهی میداد که خبرمو میگیری. اما نکردی . جیگرم آتیش گرفت . همه ش با خودم میگفتم هر چی باشم یه کار خوب انجام دادم که با یادآوریش دلش خوش بشه و خبرمو بگیره . با خودم میگفتم حتی اگه ثابت شدن دوست داشتنم به اون تنها کار مثبتم باشه بازم ارزش یه اس ام اس و دارم . اما هر چی بیشتر میگذشت کمتر امیدوار میشدم . اس ام اس ندادی که ندادی . سر شب زنگ زدی . سرد و بی روح . خدا میدونه دلم با همون صدای خسته ت هم یه جون تازه گرفت .
مصی .
دلم بد شکست .
به خاطر خیلی از کارا و حرفا و رفتارات . من کاملا قبول دارم اشتباه کردم و کاملا هم قبول دارم با یه معذرت خواهی و ببخشید گفتن چیزی برنمیگرده و حل نمیشه . ولی لااقل حسنش این هست که قبول دارم اشتباه کردم و حاضرم هر تنبیهی رو هم قبول کنم . قبول با معذرت خواستن من چیزی برنگشت . ولی با رفتارای تو چیزی عوض شد ؟ امروز اگه نمیومدی اتفاقی که واسه کادوی (ح) افتاده بود واسه امروزیا هم می افتاد . شک نکن . به بعدش هم چه اتفاقی میفتاد خدا میدونه . اصلا نمیتونستم تصور کنم میخوام بعدش چیکار کنم . اصلا نمیتونستم . خوب شد که اومدی . ممنونم ازت .
مصی .
امروز . نمیدونی چه عطش داشتم . برای ............. اما نمیدونستم با چه رویی بگم . بخدا نمیدونستم . به دوست داشتنم قسم از روی هوا و هوس نبود . عطش داشتم برای با تو بودن . برای با تو به اوج رسیدن . نخواستی . بهت حق میدادم و میدم . اما دست خودم نبود . به خدا نبود . حجم خواستنت اونقدر زیاده که کم میارم پیشش . نمیدونم جواب دوست داشتنم رو باید چه جوری بدم . با چه وسیله ای . نمیخوام اذیت شی . دست خودم نیست . ببخش . به خاطر همه چی .
مصی من .
نمیدونم چرا اینطوری میشه . مثل خیلی از اون قبلیها . شاید این دفعه خیلی حادتر بود . کاملا حسش کردم . چون مردم و زنده شدم . چون نمیدونستم اگه امروزم ادامه داشت چی میشد . چون واقعا یه اتفاقی میفتاد . شک نکن . خدا رو شکر میکنم ادامه نداشت . بیشتر از همیشه . برای داشتن تو . خدایا شکرت ...
بابت امروز هم معذرت . دوست داشتم خیلی بهتر از این میشد . ولی دیر رسیدیم و همه جا بسته بود . یه چیز بگم ؟ خیلی دوست داشتم امروز گوشی رو تنظیم کنم روی خودکار و یه عکس خوشگل دو نفری از کیک و کادو میگرفتیم . اما روم نشد بهت بگم . به خدا روم نشد . اگه میگفتم و ۱٪ میگفتی نه نمیدونم چی میشد . آرزوش به دلم موند . بد جوری هم موند .
دلم نمیومد بری . اصلا نمیومد . انقدر ناز و خوشمزه و خواستنی و معصوم شده بودی . از خودم بدم اومد وقتی دیدمت . با خودم گفتم آخه عوضی با چه رویی غم و تو این چشمای ناز و خوشگل نشوندی . مصی من ... ببخش . به خدا دست خودم نبود . هر چند هنوز هم دلیل این همه ناراحتی رو نمیفهمم . راستش و بخوای از تو چه پنهون همه ش فکر میکنم نکنه از این که جزیی از من اونجوری شد ایقدر ناراحتی . والا از نظر مشکل هیچ اتفاقی نمیفته . قول میدم . اگه زبونم لال افتاد حاضرم تاوانش هر چی باشه بدم . هر چی که باشه . به خداوندی خدا پاش وامیستم . شک نکن ...
مصی من .
نازنین من .
دلم گرفته بود .
باید حرف میزدم .
خیلی خسته ام .
حالمم اصلا خوب نیست .
ولی مجبور بودم . امیدوارم بدتر نشی . به این فکر کن که اگه حتی یک لحظه بی تو باشم میمیرم ...
دوستت دارم ...
خیلی دوستت دارم ...