چقدر خوبه که هستی ...
ساعت خواب !!!
دیشب خوب گذاشتی سرکا رااااااااااااااااااا ...
از کجا شروع کنم .
فقط این و بگم که خداشاهده یک ساعت بیشتره که تلاش میکنم وبلاگ باز بشه و تازه رسیدم به اینجا . نمیدونم ساعت چنده . فدا سرت . هر چند هست که هست . از الان دل تو دلم نیست . آخه فردا قراره نهار و با دستپخت سر آشپز مخصوص بخوریم . ای جان ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ...
واسه رسیدن به ظهر فردا ثانیه شماری میکنم . حتی تو خواب ...
چه خبرا ؟
از اون شب لعنتی بگم . اون شبی که اصلا دلم نمیخواست رفتنت و تماشا کنم . اصلا نمیخوام یه همچین روزی رو حتی مجبور بشی و ببینی . روز که نبود البته . شب بود . مردم و زنده شدم . علی لهراسبی رو هم که خدا خیرش بده . سنگ تموم گذاشت واسه اشکریزه ها . هم نمیتونستم نبینمت و بری و هم نمیتونستم رفتنت و تماشا کنم . نمیدونی به هر دردسری که بود اومدم و موندم . دردسر و به خاطر اتفاقات خودم میگم . که چه لحظاتی رو گذروندم . خدا کنه دیگه پیش نیاد . یعنی خداکنه که از پیشم نری . که هر دفعه بری منم تلافی میکنم . اصلا دلم نمیخواد یه بار دیگه اون لحظه ها تکرار بشه . اصلا دلم نمیخواد بری . اصلا دلم نمیخواد تنها بمونم . اصلا دلم نمیخواد بی تو باشم . همینجوریش خدا میدونه چی میکشم . دیگه اونجوریش و تحمل نداره . بفهم م م م م م م م م م م م م م م م ...
فرداش هم گذشت . شب راه افتادی . گفتی دلت نیومده . والا میخواستی تا شنبه بمونی . عیبی نداشت که . میموندی . بعدش میدیدی چیکار میکردم . اگه یه ماه نمیرفتم آمریکا . تو بودی منم بودم (حرص و داشتی ؟؟؟) لوس .......... میگه میخواستم بمونم . تکرار نشه دیگه ... لطفا ا ا ا ا ا ا ا .
۵ شنبه شد . یعنی دیروز . اومدی پیشم . مثل همیشه . جیگر خودم . ناز خودم . خودت میدونی چی میشه اون وقتا . چه لذتی داره فقط درکنارت بودن . چه لذتی داره فقط تماشات کردن . به خدا لذت از این بالاتر و درک نکردم . الا یه جا که اونم هیچ ربطی به این قضایا نداره . میدونم بعد باز میای و گیر میدی میگی بگو . جون من . باز چشات و خوشگل جمع میکنی و خواهش میکنی با اون نگاه نازت . منم به طور معمول روت و زمین نمیندازم . چه برسه ازم خواهشم کنی . چه برسه به اینکه با چشمات ازم بخوای . اگه خواستی بهت میگم . راستش قبلش یه کاری کرده بودم که بهت نگفته بودم . میدونم بگم باز قش قش میخندی . اما عیب نداره . تو بخندی انگار دنیا داره به روم میخنده . شیطونه دیگه . گول میزنه ادمو . اما جواب نگرفتم . یعنی نذاشتی و یا نخواستی . نمیدونم چرا یهو اینطوری شد . راستش توقع نداشتم بگی الان نه . و من بپرسم پس کی ؟ و تو بگی هر وقت دیگه ای غیر از الان . این حرف و که زدی خیلی بهم برخورد . خودتم خوب فهمیدی . دیگه بعدش دوست نداشتم هیچ اتفاقی بیفته . اگه افتاد فقط واسه خاطر تو بود . شک نکن اگه هیچی نمیشد شرایط من خیلی خیلی بد میشد . ولی حاضر نیستم هیچ وقت مجبور به انجام کاری که راضی به انجامش نیستی بشی . واسه خاطر همین خودمو همه ش کنار میکشیدم . نمیدونم چرا یهو اونطوری شد . و البته بعدش که شد دیگه به من فکر نکردی . منم هیچی نگفتم . صبر کردم تا غروب . اما چیزی نگفتم . و البته غروب هم داشت میپرید که باز خودت لطف کردی. اومدم اونجا . ممنون که آ ن و آوردی . خانوم خوب و محترمی به نظر میرسید . و البته امیدوارم همونطور هم باشه . دوست ندارم هیچ وقت از سر بیکاری یا دور زدن برین تو خیابون . یادت باشه . هیچ وقت دوست ندارم . میدونم خودت هم اونطوری نیستی . ولی با کار داشتن و خرید کردن هیچ مشکلی ندارم . و یا حتی با بیرون رفت با دوستات . اینکه برین یه جایی و یه چیزی بخورین و یه قدمی بزنین فرق میکنه با چرخ زدن تو خیابون . میدونم خودتم اصلا دوست نداری . فقط محض اطمینان بیشتر گفتم .
امیدوارم دوستای خوبی واسه هم باشین . ظاهرش به یه دختر جا افتاده و البته زجر کشیده میخورد . که با حرفهای تو به یقین رسیدم همونطوری بوده . امیدوارم زودتر اوضاعش با سامان برسه . و البته امیدوارم فردا کار تو هم درست بشه . بخدا حیفم میاد با این پشتکاری که داری بمونه واسه شهریور . دعا میکنم همین فردا کارت درست بشه و با خیال راحت بری و به درسات برسی . فقط قول بده وقتی همه چی ردیف شد و شدی یه کارشناس خبره ما رو تحویل بگیری .
یادت باشه
همیشه ارادت داریم در حد بنز .
مصی من .
گفتم که فکرش و نمیکردم . مثل خودت که گفتی . که یه روز به خودم بیام و ببینم اینقدر خاطرت عزیز شده برام . به خدا اصلا از این موضوع ناراحت نیستم . فقط ترسم از اینه که با خودخواهیام موقعیت های خوبتو بگیرم . یا رفتنت که میفتم . یاد ... که میفتم بغضم میترکه . دلم میگیره . نه مثل دلتگیای غروب جمعه ها . دلم میگیره . انگار که میخواد بمیره . کاش میشد .................. کاش .............
مصی من .
نازنین من .
عروس رویاهای من .
دوستت دارم ...