سلام .

خوبی غزل مثنوی من ؟

چه خبرا ؟

بهتری ؟

ان شا ا... که بهتری . یکی دو ساعت قبل گفتی که بهتری . خدا رو شکر . شاید اینبار هم فقط خود خدا بدونه وقتی میبینم که حال نداری چقدر بهم میریزم . به قول خودت مهربونتر میشم . یعنی مهربون نیستم بی معرفت ؟ هستم دیگه لوس س س س س س . بخدا طاقت ندارم درد کشیدنتو ببینم . اگه یه روز کنارم باشی و زبونم لال قرار باشه یه سرم یا آمپول بزنی یا از همه بدتر زبونم لال تر دردی رو تحمل کنی من م ی م ی ر م ...

من همیشه باهات مهربونم . همیشه . اما وقتی بی حالی بیشتر هواتو دارم . بیشتر از قبل .

مصی من .

دیروز ندیدمت . سخت بود . اما تحمل کردم . پریروز هم که همه ش یه ربع بود . اونم تحمل کردم . امروزم اگه نمیشد نمیدونم چی میشد . کمترین اتفاقی که افتاد همین ناراحتی بود که امروز دیدی . هر دومون بهونه گرفتیم . دیدی نمیشه ندیدت . من نمیتونم . شاید تو از الان داری نقشه ی ۱۰ ـ ۱۵ روز مسافرت تابستونتو میکشی . وشاید بتونی و بری . ولی من نمیدونم چی میشه . تصور کردنش هم برام سخت و درد آوره . چه برسه به رسیدنش . امیدوارم خدا یه ذره از اون صبر و تحمل و احیانا (بیخیالی ـ چشمک ) تو رو هم به من بده . امیدوارم بده . بیخیالی تو نمیخوام . صبرت و میگم . البته اگه صبر باشه ...

امروز داشتم میرفتم . دیر شده بود . یهو بی مقدمه گفتی منم بیام ؟ داشتم شاخ در میاوردم . گفتم جان ن ن ن ؟؟؟ بخدا منظوری نداشتم . فقط به این فکر کردم حتما داری سر به سرم میذاری . والا تو گفته بودی که دانشگاهت کنسل شده . و این موقع روز بهونه ی دیگه ای هم سخت بود جور کردنش . یهو باز نه گذاشتی و نه برداشتی با تفسیر مخصوص خودت و هر جور که حال کردی لحن اس ام اس منو تشخیص دادی و با یه برداشت بد گفتی نمیام . بخدا از خدام بود با هم بریم .  تصور اینکه باهم بریم نهار و بریم تا کنار ساحل و یه نیمروز باهات باشم همیشه توی رویاهام بوده و هست و خواهد بود  . پس اینقدر بی معرفت نباش .یه ذره هم به من فکر کن . به رویاهام . به خواسته هام . به این که چقدر دوست دارم حتی واسه یه لحظه کنار تو و با تو باشم . اونوقت تو اینطوری نفسیر میکنی یه اس ام اس و ؟؟؟ دلم میشکنه وقتی بعضی حرفاتو میشنوم . به خدا میشکنه . قول داده بودی . ولی چه فایده که قولات مثل یه حکومت دیکتاتوری منحصر به خودته . هر وقت عشقت بکشه وتو میکنی قولتو . مصی من . نازخاتون من . دوستت دارم . امروز گفتی عوض شدی . کاش تو این یه قلم هم منو میشناختی . که اگه بدونی این حرفت چقدر دلمو میشکنه هیچ وقت نمیگی . و اگه بدونی چقدر خاطرت عزیزه و چقدر واسه با تو بودن ثانیه شماری میکنم هیچ وقت نمیگی . خسته نمیشم از این نشناختن تو . ولی دلم میگیره . میشکنه . دست خودم نیست . کاش بشناسیم . کاش بفهمی کجای قلبم خیمه زدی . کاش ببینی کجای قلبمو فتح کردی . کاش ببینی پای چشمه ی قلبم فقط نگاه تو داره خودش و تماشا میکنه . توی عمق این عشق پاک و بی ریا . فقط موج نگاه تویه که باعث میشه این چشمه زنده باشه و جریان داشته باشه . فقط تو . بفهم . درک کن . دوستت دارم .

مصی من .

امروز . وقتی اومدی . بیحال بودی . درد داشتی . نمیدونم از چی بود . توام نمیدونستی . خدا میدونه وقتی میبینم درد داری چه حالی بهم دست میداد . مصی من . باور کن توی تک تک لحظه هام فقط خیال تو یاد تو پرواز میکنه . تو اوج گرفتاریها و مشکلاتم خیال تو بهم قوت قلب میده . به خدا خیالم راحته وقتی میبینم هستی . خیالم راحته وقتی که تو رو دارم . همین که میدونم هستی . همین که میدونم مال منی . دنیا به کاممه . اگه قرار باشه به چیزای دیگه فکر کنم شک نکن سکته میکنم . اما داشتن تو . رویای تو رو داشتن . خیالت که همیشه با منه . همه ی کابوسهامو به فراموشی سپرده . دیگه شبها با خیال راحت میخوابم . با خیال راحت چشمامو میبندم . چون میدونم تو هستی . چون میدونم صبح یکی هست که با خنده  من بخنده و با بغضم گریه کنه ...

مصی من .

نذار این احساس زیبا خراب شه . نذار این احساس پاک خراب شه .

نمیدونی چقدر تلخه هر چند وقت یکبار این احساس و نادیده میگیری . نمیدونی چقدر برام سخته که یکباره میای و میگی عوض شدم . دلم میگیره . دلم میشکنه . از این احساس کم نمیشه . هیچ وقت .  ولی سرخورده میشه . فکر میکنه دیگه تو اون و نمیبینیش . دل اونم میشکنه . دل احساس من مثل دل خودم نازکه . هواش و داشته باش . به خاطر من ...

دوستت دارم عشق من ...

دوستت دارم ...

دوستت دارم ...

دوستت دارم ...

...