سلام.

خوبی؟

چه خبرا؟

بازم که خوابی!!!

پاشو دیگه . ای تنبل . چقد میخوابی؟

امشبم بازم همون حرفای همیشگی . من و تو . دستامون . گناه . آغوش .و ...

تا کی آخه ؟؟؟

دلم برات تنگ شده .

خیلی بی معرفتی . امشب وقتی گفتی بیرونی بد حالم گرفته شد . تو که میدونی چقد دوست دارم ببینمت بی معرفت . تو که میدونی چقد نگاهت آرامش میده به این آشفته حالی من ...

رفتی بیرون . اما نگفتی . وقتی برگشتی خونه . تازه اونوقت گفتی بیرونی . تازه اونم با دوستت .

خوب اگه یه ذره زودتر میگفتی و میومدم حالا با هم دور زدنمون بخوره تو سرم ــ لااقل میومدم یه نگاه که میدیدمت  بی انصاف ... حالا کی بی انصافه ؟؟؟من یا تو؟؟؟

باشه .

خودت و ترشی بنداز .

دلت بسوزه .

یادت همیشه با منه. همیشه و هرجا ... هر جایی که هستم با منه ...

اما تو چی؟

من الان دارم با یادت حرف میزنم .

اما تو چی؟

تخت خوابیدی . اصلا انگار نه انگار .

نازنین من ...

دوستت دارم .

دلم واسه ت تنگ شده ...

باور کن ...

میخوام دستات نوازشگر این دستای سرد باشن...

مراقب خودت باش ...

.

دلتنگ میشوم

وقتی به دستهایم فکر میکنم

دلتنگ میشوم

وقتی به دستهایت فکر میکنم

که چقدر به هم نزدیک و چقدر از هم دورند!!!

پاسخ این پرسش در دست کیست ؟؟؟

در دفتر آیت ا... سیستانی در تهران؟؟؟

یا در کنج دل شکسته ی من؟!

که باز هم تنها همدمش تنهایی و تنهاییست

نیست هیچ دست نوازشگری

که به روی شانه های شکسته ی این مرد مرهمی باشد

چشم دوخته ام

به آن چشمهای مهربان

گناهش گردن من

دستانت را در دستانم

لبانت را بر لبانم

و تنت را میان بازوانم رها کن

گناهش بر گردن من...

...

دوستت دارم...